نمایش جزئیات
سایه ی رحمت
این رضا کیست که عالم همه خشنود و رضاست
این رضا کیست که بر درد دل خلق دواست
ای ضعیفی که تو را پشت و پناهی نبود
شو پناهنده به شاهی که م عین الضعفاست
ساکن کوی رضا باش که این ابر کرم
سایه ی رحمت او بر سر سلطان و گداست
دامن ضامن آهو مده از دست که او
دوست را ضامن و فریاد رس روز جزاست
در دبستان رضا درس فضیلت آموز
که دبستان رضا مکتب تسلیم و رضاست
سخن سوختگان سوزی و حالی دارد
لیک سوزنده تر از هز سخنی شعر رساست
(قاسم رسا)
برچسب ها
نظرات
در حال بارگذاری...
