نمایش جزئیات
ششماهه بود و رنگ جمالش پریده بود
ششماهه بود و رنگ جمالش پریده بود
از هوش رفته یا كه به ناز آرمیده بود
چشمان خود گشود و ز گهواره زد برون
هل من معین غربت بابا شنیده بود
او محسن است یا كه از او در نیابت است
خاكستری كه حاصل عمر شهیده بود
لب تشنه بود از عطش غربت پدر
آمد ولی به جان غم بابا خریده بود
یك لحظه هم درنگ نكرد خصم خیره سر
انگار تا به حال سپیدی ندیده بود
تیر سه شعبهای كه زد از جنس میخ در
از گوش تا به گوش علی را دریده بود
باور نداشتند، علی، دست و پا زند
هجم سه شعبه چون نفسش را بریده بود
آیا شتاب تیر كمك كرد یا حسین
خود تیر را ز حنجره بیرون كشیده بود
برچسب ها
- متن شعر مداحي
- شعر روضه
- طبقه بندی
- تنظیمات
- اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع)
- شعر روضه جانسوز
- شعر شهادت علي اصغر
- متن شعر روضه علي اصغر
- شعر براي حضرت علي اصغر امام حسين
- مدح زیبا_مولای عالم علی ابن ابیطالب علیه السلام _ کربلایی حسین سیب سرخی
- شعر روضه علي اصغر
- متن شعر روضه شب 7 محرم
- متن شعر روضه
- دانلود شعر مداحي
- مدح _ آقا امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام _ حاج محمود کریمی
نظرات
در حال بارگذاری...
