نمایش جزئیات
تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد
تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد
هیچ کس حدس نمی زد که چنین سر برسد
پدرش چیز زیادی که نمی خواست فرات
یک دو قطره ضرری داشت به اصغر برسد
با دو انگشت همین حنجره می شد پاره
چه نیازی به سه شعبه است که تا پر برسد
خوب شد عرش همه نور گلو را برداشت
حیفه خون نیست برین خاکه ستمگر برسد
دفن شد تا بدنش نعل نبیند
اما دست یک نیزه بر آن حلق مطهر برسد
شعله ور می شود این داغ دوباره وقتی
شیر در سینه ی بی کودک مادر برسد
زیر خورشید، نشسته به خودش می گوید
تیر نگذاشت که آن جمله به آخر برسد
برچسب ها
- متن شعر مداحي
- شعر سینه زنی
- تنظیمات
- اشعار سینه زنی حضرت علی اصغر (ع)
- شعر سینه زنی حضرت علی اصغر
- سرود زیبا ویژۀ مشکل گشایِ عالم امیرالمومنین علی علیه السلام به نفسِ حاج محمود کریمی
- سینه زنی حضرت علی اصغر
- متن شعر سینه زنی شب هفتم محرم
- متن شعر سینه زنی شهادت حضرت علی اصغر
- سرود زیبا ویژۀ مشکل گشایِ عالم امیرالمومنین علی علیه السلام به نفسِ سید مجید بنی فاطمه
- شعر سینه زنی شب 7 محرم
- دانلود شعر مداحي
نظرات
در حال بارگذاری...
