نمایش جزئیات
به میدان رفتن شبه پیامبر علیها السلام علی اکبر علیه السلام
اذن بگرفت اکبر و دست پدر بوسید و رفت
عازم رزم سپاه اشقیا گردیدو رفت
آل عصمت را به تن شد جامه ی صبر چاک چاک
چونکه او بر قامت رعنا کفن پوشید و رفت
گفت لیلا ای خدا آرام جانم اکبرم
نور چشمان ترم ، چشم از جهان پوشید و رفت
هر کجا بگذاشت پا چون مرتضی در دشت کین
مشرکین را همچو طوماری بهم پیچید و رفت
آه از آن ساعت که از زین واژگون شد بر زمین
شد ببالین جوانش همچونی نالید و رفت
گر چه عطشان بود اما از شراب سلسبیل
ساغری از دست جدش مصطفی نوشید ور فت
در سپهر آرزوی شاه مظلومان حسین علیه السلام
اختری گردید طالع اندکی تابید و رفت
(صغیر اصفهانی )
برچسب ها
نظرات
در حال بارگذاری...
