نمایش جزئیات
غریب آشنا
هرگز دلی زغم چو دل مجتبی نسوخت
ور سوخت ز اجنبی دگر از آشنا نسوخت
هرگز برادری به عزای برادری
در روزگار چون شه گلگون قبا نسوخت
آندم که سوخت زاده ی زهرا زسوز زهر
در حیرتم که خرمن گردون چرا نسوخت
برچسب ها
نظرات
در حال بارگذاری...
