نمایش جزئیات
گوشۀ زندان
کمتر ای صیــــــــــاد بر زندانیت بی داد کن
یـــــــــا بکُش این صید را،یا از قفس آزاد کن
گر چه دور از خانه و اهل و عیالم کرده ای
آخــــــــــــر ای بیدادگر اندیشه بر میعاد کن
دختــــــــــر چشم انتظارم! چشم بر راه توأم
گــــــــوشۀ زندان بیا و باب خود را شاد کن
آمــــــــــــدی گر کنج زندان و مرا نشناختی
عـــــــــــــلت آن را سوال از حلقۀ فولاد کن
برچسب ها
نظرات
در حال بارگذاری...
