نمایش جزئیات

مناجات و توسل به امام زمان روحی له الفدا اجرا شده شب سوم ماه مبارک رمضان۱۴۰۳ به نفسِ حاج‌ مهدی سلحشور

مناجات و توسل به امام زمان روحی له الفدا اجرا شده  شب سوم ماه مبارک رمضان۱۴۰۳ به نفسِ حاج‌ مهدی سلحشور

"اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فيهِ الصِّيامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنى حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَ اغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا يَغْفِرُها غَيْرُكَ يا رَحْمنُ يا عَلاّمُ." الهی العفو* 

دستی اگر دارم به دامان تو دارم
چشمی اگر دارم به احسان تو دارم

از سفره‌ای جز سفره تو نان نخوردم
من هرچه دارم از سر خوان تو دارم

این زندگی با پای تو مردن می‌ارزد
جانی اگر دارم به قربان تو دارم

آقای من! مولای من!
تا کی بگویم العجل، پس کی میای؟
عمریست در دل داغ هجران تو دارم

*آقا جان! ما رو شب سوم یه حساب ویژه باز می‌کنیم، به امام حسین قسم، خیلی با امید امشب در خونت اومدم، آخه یه کسی رو واسطه قرار دادم که اگه انگشتای تاول زده‌اش را بالا بیاره، کسی دست رد به سینه‌اش نمی‌زنه*
 
هجران دلم را برد تا کنج خرابه
این روضه را از چشم گریان تو دارم

*یه جمله عرض کنم این سه ساله بهتر از هر کسی می‌دونه ما چقدر دستمان خالیه، چقدر نیاز داریم به نگاهش، قسمش میدم به اون لحظه‌های غربتش، اون لحظاتی که شروع کرد با بابا حرف زدن*
 
بابا شبیه تو پر از دردم کجایی
برگرد که امید درمان تو دارم

قرآن بخوان قرآن بخوان
اینجا که دیگر خیزران نیست
که خاطره از صوت قرآن تو دارم

«همه رفتگانمون شهدا رفیقامون، همه رقیه‌ای‌ها فیض ببرن، امشب یادشون کنیم، سر سفره سه سال از ما یاد کنند سفارش ما رو به این خانم بکنند»
 
*دو سه جمله گله‌گی با بابا گفت:..*

خوش آمدی گله‌ای نیست، بهترم مثلاً
شبی قبل نشستی برابرم مثلاً 

خیال می‌کنم اصلاً مدینه‌ایم هنوز
بهشت چادر زهراست بسترم مثلاً

دوباره مثل گذشته کشیده‌ای بابا
خودت به دست خودت شانه بر سرم مثلاً

نسوخته است، نه، امشب به پات می‌ریزم
خیال کن که همان ناز دخترم مثلاً

بگو فدای سرت گوشواره گم شده است
بگو دوباره برای تو می‌خرم مثلاً

خیال می‌کنم انگشتر تو پیش عموست
تو هم خیال کن آنجاست زیورم مثلاً

خیال کن که رقیه زمین نخورده پدر
خیال کن که سرِ دوش اکبرم مثلاً

*می‌دونم نگرانی...*

 کبود نیست، خاکی است صورت من
نرفته دست کسی سوی معجرم مثلاً

تو فکر کن مثلاً عمه را کتک نزدن
مراقب است عموی دلاورم مثلاً

*به امام حسین قسم دختردارها یه دونه از این کلمات و این گله کردن‌ها رو تصور کنند بچه‌اش رو به روش نشسته داره میگه، از درون داغون میشه اگه به این صادقی، خانواده مرده و زنده ندارن، ابی عبدالله درسته سرش اومده کنج خرابه، اما سراپا گوش ببینه دختر چی میگه، گفت: بابا!..*

به قصد کشت کسی خواست تا مرا بزند
ولی رسید به دادم برادرم مثلاً

*نمی‌دونم این یه بیت با دلت چه کار می‌کنه*

به روی نیزه کنار تو دید یک سر را
رباب گفت که خوابیده اصغرم مثلاً

 

نظرات

در حال بارگذاری...