نمایش جزئیات

توسل و مناجات با خدا ویژهٔ ماه مبارک رمضان اجرا شده شب پنجم۱۴۰۳ به نفسِ حاج‌ مهدی سلحشور

توسل و مناجات با خدا ویژهٔ ماه مبارک رمضان اجرا شده شب پنجم۱۴۰۳ به نفسِ حاج‌ مهدی سلحشور

"اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فيهِ الصِّيامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنى حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَ اغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا يَغْفِرُها غَيْرُكَ يا رَحْمنُ يا عَلاّمُ..."

*گنهکاره امشب در خونت اومده"اِلهى ضَيْفُكَ بِبابِكَ يا مُحْسِنُ قَدْ أَتاكَ المُسِى ء، فَتَجاوَزْ عَنْ قَبيحِ ما عِنْدي بَجَميلِ ما عِنْدَكَ ياكَريمُ" با همه وجودت بگو الهی العفو*

مژده ای چشم انتظاران ماه مهمانی رسید
ماه به توبه وقت اظهار پشیمانی رسید

اشک شوق اذن دخول میهمانی رفتن است
بنده ی آلوده با چشم بارانی رسید

هر که خوش روزی است کلی اشک چشمش می‌دهند
سر به زیر انداختم رزق فراوانی رسید

از پی لا تَقنطوا مِن رحمة الله آمدم 
آیه‌ای خواندم بشارت‌های بسیاری رسید

امتحان سخت ما ذبح هوای نفس ماست
خنجری برداشت ابراهیم قربانی رسید

لطف او نگذاشت حتی بنده‌اش لب تر کند
هرچه در این ماه از ذهنم گذشت آنی رسید
 
از همان بدو تولد رزق ما دست علی‌ست 
از نجف در سفرهٔ ما لقمه نانی رسید

سفرهٔ افطارمان را پهن کردیم و از آن
عطر و بوی زعفران‌های خراسانی رسید

*چی می‌خوام بگم آخر حرفم چی توقع دارم*

کاش می‌شد مثل حر ما را بغل گیرد حسین
غرق در دلواپسی عبد پریشانی رسید

محفل نورانی ما روضه کم دارد فقط
مویه باید کرد وقت مرثیه خوانی رسید

ناله‌ای برخاست که مُنّوا علی بن المصطفی 
جرعه آبی اگر بر طفل عطشانی رسید

آه از آن ساعتی که 
مردی از خجالت آب شد

گفت:
تو را به جان عزیزت بخواب عزیز دلم
ببین که حال دلم شد خراب عزیز دلم

نفس نفس نزن این گونه ای همه نفسم 
مکن تو مادر خود را عذاب عزیز دلم

 تو رو به قبله شدی از عطش و می‌گردد
برای تو جگرِ آب، آب عزیز دلم

هنوز راه نیفتاده‌ای ای مبارز من
مکن برای شهادت شتاب عزیز دلم

بگو که تیر سه شعبه میان این همه یل
تو را نموده چرا انتخاب عزیز دلم

«عزیز دلم عزیز دلم ....»

نظرات

در حال بارگذاری...