نمایش جزئیات
توسل و مناجات با خدا ویژهٔ ماه مبارک رمضان اجرا شده شب یازدهم۱۴۰۳ به نفسِ حاج مهدی سلحشور
اللهم صل علی محمد و آل محمد
و عجل فرجهم لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم الرحمن الرحیم ذوالجلال و الاکرام و اسئله ان یتوب علی توبة عبد ذلیل خاضع الفقیر باعث المسکین المستکین المستجیر لا یملک لنفس نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حیوتا و لا نشور..اللهم رب الشهر الرمضان..
هر چی میگم اللهم رب شهرالرمضان دلم آروم نمیشه ممنونتم من و سر این سفره نشوندی سر این سفره ای که خوبان و بزرگان نشسته اند اوتاد نوادر نشستن شیعیان ناب نشستن امام زمان سر این سفره نشسته من کجای این سفره جا دارم
خدایا اقرار میکنم من سر این سفره ای که امام زمان نشسته وصله ی ناجورم جای من سر این سفره نیست اقرار دارم میکنم*
"اللهم رب شهر رمضان الذی انزلت فیه القران وافترضت علی عبادک فیه الصیام صل علی محمد و آل محمد وارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام واغفرلی واغفرلی واغفرلی تلک الذنوب العظام فانه لا یغفرها غیرک یا رحمن و یا الله" الهی العفو.. *
با اینکه خیلی روسیاهم عذر خواهم
چیزی ندارم جز گناهم عذر خواهم
غیر از در این خانه من جایی ندارم
درمانده ام بی سرپناهم عذر خواهم
این روزها حرفی ندارم غیر از اینکه
تنها بگویم عذر خواهم عذر خواهم
از تو که چیزی کم نخواهد شد خدایا
رحمی نما بر سوز و آهم عذر خواهم
بین تضرع معذرت میخواهم از تو
اشک دو چشمم شد صلاحم عذر خواهم
*خودمو دارم میگم..*
از توبه هایم توبه کردم، میپذیری
حال خرابم شد گواهم عذر خواهم
بی عفو تو باید چه خاکی سر بریزم
بی عفو تو قطعا تباهم عذر خواهم
در محضر تو نا امیدی اشتباه است
از فرط جرم و اشتباهم عذر خواهم
پای تو افتادم اگر لطف علی بود
حالا که بستر شد فراهم عذر خواهم
بین من و شاه نجف دوری مینداز
دلبسته ی آن بارگاهم عذر خواهم
یک عذر خواهی هم بدهکار حسینم
محتاج یک گوشه نگاهم عذر خواهم
از زیر نیزه ها چشمت و باز کن به من نگاه کن . یکدونه از اون نگاهها که به زینب کردی به منم بکن با چشمت میگفتی برگرد به خیمه ها ..*
جز روضه خواندن کاری از من برنیاید
از روضه های گاه گاهم عذر خواهم
*بریم مدینه برگردیم آماده ای اونا که دستشون خیلی خالیه*
در اوج تنهایی علی با همسرش گفت
بانوی من تنها سپاهم عذر خواهم
صد حیف آخر محسن خود را ندیدی
ای خانه دار پا به ماهم عذر خواهم
درد سر بین گذر چند نفر یک مادر
شده هر قافیه ام یک غزل درگاهت
ای که از کوچه شهر پدرت میگذری
امنیت نیست از این کوچه سریعتر بگذر
دیشب از داغ شما فال گرفتم آمد
دوش میآمد و رخساره نگوید بهتر
من به هر کوچه خاکی که قدم بگذارم
نا خود آگاه به یاد تو میفتم مادر
چه شده قافیه ها باز به جوش آمده ان
دم در فضه و خبر، مادر و در، محسن پر
*اگه دستم تو دست تو باشه مادر جان
اگه این بچه ناخلف دستش تو دست مادرش باشه جلو در هیچکی جلومو نمیگیره کافیه بگی این با منه این همراه منه درسته بدی کرده اما پسرمه..ای مادر جان با همون دست شکسته دستمو بگیر با همون دستی که نمیتونستی بالا بیاری دستمو بگیر امشب برا ما دعا کن مادر جان*
