نمایش جزئیات
توسل و مناجات با خدا ویژهٔ ماه مبارک رمضان اجرا شده شب سیزدهم۱۴۰۳ به نفسِ حاج مهدی سلحشور
"اللّٰهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمْضانَ الَّذِى أَنْزَلْتَ فِیهِ الْقُرْآنَ ، وَافْتَرَضْتَ عَلَىٰ عِبادِکَ فِیهِ الصِّیامَ
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنِى حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرامِ فِى عامِى هٰذَا وَفِى کُلِّ عامٍ ،وَاغْفِر لِى تِلْکَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَإِنَّهُ لَایَغْفِرُها غَیْرُک یَا رَحْمٰنُ یَا عَلَّامُ، الهی العفو..."
*این دستای خالی رو بیارید بالا بگید الهی العفو...خدا چتر رحمتشو روسرمون باز کنه بگو تا نفس داری الهی العفو...*
پهن شد سفره ی احسان، همه را بخشیدی
باز با لطف فروان همه را بخشیدی
ابر وقتی که ببارد همه جا می بارد
رحمتت ریخت و یکسان همه را بخشیدی
«خدای من خدا خدا خدا...»
گفته بودند به ما سخت نمی گیری تو
همه دیدیم چه آسان همه را بخشیدی
*این از هموناست که گفتم خدا دنبال بهونه س که دست من و تورو بگیره...*
یک نفر توبه کند با همه خو می گیری
یک نفر گشت پشیمان همه را بخشیدی
پس گنهکاری امروز مرا نیز ببخش
تو که ایام قدیم، آن همه را بخشیدی
حیف از ماه تو که خرج گناهان بشود
تو همان نیمه ی شعبان همه را بخشیدی
داشت کارم گره می خورد ولی تا گفتم:
جان آقای خراسان" همه را بخشیدی
بی سبب نیست شب جمعه شب رحمت شد
مادری گفت "حسین جان" همه را بخشیدی
*بگو حسین جانم...تو وقتی داری میگی حسین مادرش میگه جانم... بریم کربلا کنار حرم ابی عبدالله.امام صادق فرمود: هرجایی بودید کافیه دست به سینه بگذاريد سه بار بگید: صل الله علیک یا اباعبدالله اسم همتون جزو زائران حسین ثبت وضبط میکنند. چه خبره کربلا، امشب همه دور حرم حسین میگردن همه ناله میزنن حسین حسین میگن،اما یه خانم هجده ساله ناله اش با بقیه فرق میکنه گوش بده بشنو هی میگه بُنَی قتلوک و من الماء منعوک،گفت: حسین جان!..*
چه میبینم تنت افتاده بر خاک صحرا
چه میبینم تو ماندی بین یک لشگر تنها
چه میبینم برادر تنهاترین سرداری
تک و تنها یه لشگرو علمداری
وای وای به سر زنان زینب
وای وای دل نگران زینب
وای وای به سمت یک گودال
وای وای گشته روان زینب
زینب خواهرت به سر زنان
آمد سوی قتلگاه،آمد سوی قتلگاه
بر جسم غرق خون تو با حیرت میکند نگاه
برادرجان تویی زینت دوش پیغمبر
برادرجان تو هستی یادگاریه مادر
برادرجان نبینم افتاده ای بر خاک
بمیرم که موندی دیگر بی یارو یاور
وای وای ز پاره پاره تنت
وای وای ز غارت بدنت
وای وای ندادن امانت
وای وای به کهنه پیروهنت
پیچیده صدای فاطمه
در صحرا با لحنی حزین
ای کشته عطشان حسین
پیکرت مانده بر زمین
«با همه وجود بگو حسین بگو تا نفس داری....»
