نمایش جزئیات
روضه و توسل به امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام اجرا شده شب نوزدهم ماه مبارک رمضان۱۴۰۳ به نفسِ حاج مهدی سلحشور
شهر را تا خبر لطف کریمان برداشت
همه میکده را دیده گریان برداشت
گریه کردیم و خدا بر سر ما دست کشید
باری از شانه هر عبد پریشان برداشت
تا که گفتیم ببخشید دلش زود شکست
نام ما را خودش از دفتر خسران برداشت
غصه خوردیم ولی غصه و غمها را برد
گفت باید که غم از سینه مهمان برداشت
پارسال آمده بودم که دگر توبه کنم
باغ احوال مرا آتش شیطان برداشت
بعد یک عمر به این خانه پناه آوردیم
گرد و خاک از سر ما با لب خندان برداشت
کار ما خورد به یک مانع بسیار بزرگ
تا که یک مرتبه گفتیم علی جان برداشت
دست در دست یداللهی مولا دادیم
پای ما را علی از خار مغیلان برداشت
من شب قدر فقط کرب و بلا میخواهم
باید از کرب و بلا توشه فراوان برداشت
من حسینی شدهام چون که خودش خواسته است
کام ما را پدر از تربت جانان برداشت
علی امشب به سر سفره زینب رفت و
طبق معمول عوض شیر نمک نان برداشت
امشب از فاطمه خیلی به عزیزانش گفت
هرچه برداشت قدم فاطمه گویان برداشت
آخرین لقمه نان را به یتیمانش داد
کوفه را زمزمه آه یتیمان برداشت
*اگه همه مصیبت علی رو امشب بخوام خلاصه کنم همین یه جمله است. روضه حضرت زهرا سلام الله علیها را اگر بخوای برای اهل دلش بخونی اینو باید بگی:که فاطمه زهرا صدیقه کبری سلام الله علیها داشت ثابت میکرد به اینها تلاش میکرد به اینها ثابت کنه بابا من دروغ نمیگم به شما، روضه فاطمه اینه. روضه علی اصغر اینه که ابی عبدالله، امام زمان، قنداقه علی رو بلند کرد رو دستش گفت بچه را سیراب کنید، بعد حضرت فرمود: اگر به من اعتمادی ندارید بگیرید خودتون سیراب کنید.تا منادی فریاد زد" قد قتل المرتضی" مردم تو کوچهها سراغ علی رو میگیرن، تا گفتن علی تو محراب به شهادت رسیده گفتن مگه علی نماز میخوند؟از هم سوال میکردند مگه علی نماز میخونده؟ فاصله منزل تا محراب مسجد تا صدا بلند شد، همهمه شد شهر به هم ریخته سریع بچهها خودشونو رسوندن به مسجد وقتی رسیدن به مسجد هنوز امیرالمومنین تو محراب بود کسی علی را از محراب برنداشته بود هنوز با سرش شکافته رو زمین افتاده بود مردم دورش جمع شده بودن امام حسن اومد سر بابا رو زانو گذاشت.حسین هی داره خونها را از صورت بابا پاک میکنه بچهها دو طرف بغلهای بابا رو گرفتن. امیرالمومنین فرمود: عزیزانم قدمهاتونو کوتاه کنید آروم آروم راه برید زیر بغلای بابا رو گرفتن سمت خونه تا نزدیکی خونه رسیدن گفت زیر بغلمو رها کنید. بزارید رو پای خودم برم خونه بابا جان این حال شما حال مناسبی نیست بزارید زیر بغلاتونو بگیریم فرمود: نه اگه زینبم منو با این حال ببینه دق میکنه. اگه ببینه شمشیر به سرم خورده دق میکنه.اگه ببینه رو پای خودم بند نیستم دق میکنه.آخ چقدر هوای زینبو داشت .زینبم یه شمشیر نبینه یا علی کجا بودی کربلا..یه وقت آمد به سمت گودال قتلگاه دید دور برادر حلقه زدن جلو چشم این خواهر ببینه نیزهدار با نیزه میزنه،شمشیردار داره با شمشیر میزنه، اونی که شمشیر و نیزه نداره با سنگ به بدن حسین پیرمردا با عصا دارن میزنن*
برچسب ها
- روضه جانسوز
- شور زیبا میلاد حضرت زینب سلام الله علیها به نفسِ کربلایی حسین طاهری
- مطالب
- شهادت
- عید عدالت
- اشعار مذهبی
- امام اول
- امام علی
- امیرالمومنین
- حیدر
- سرود زیبا _ویژۀ مَبعثِ محمدِ مُصطَفی صلوات الله علیه _ حاج محمد یزدخواستی
- روضه برای امام علی
- طبقه بندی
- مداحی
- مناجات و روضه
- گریز روضه
- گریز روضه امام علی
- گریز مداحی
- ماه مبارک رمضان
- متن اشعار
- متن روضه
- متن روضه امیرالمؤمنین
- متن روضه شهادت امام علی
- حاج مهدی سلحشور
