نمایش جزئیات
روضه و توسل به امیرالمونین حضرت علی علیه السلام اجرا شده شب نوزدهم ماه مبارک رمضان۱۴۰۳ به نفسِ حاج محمد رضا طاهری
وقتِ پروازِ آسمان شده بود
گوئیا آخرِ جهان شده بود
کعبه می رفت در دلِ محراب
لحظه ی گریه ی اذان شده بود
کوفه لبریز از مصیبت بود
باد در کوچه نوحه خوان شده بود
شور افتاد در دل زینب
پی بابا دلش روان شده بود
*بعضیا نوشتن تو خونه ام کلثوم بعضیا اشاره به حضرت زینب کرده بودن. مولا خونه ی دخترش افطار مهمان بود.تو سفره یه مقدار نون گذاشت یه مقدار شیر و خرما یه مقدار نمک فرمود: شیر و خرما رو ببر بابات با نان و نمک افطار میکنه.میگه حال عجیبی داشت بابا.. بعد افطار دیدم اومد تو صحن خانه هی نگاه به آسمان میکنه هی دست به محاسن میکشه هی صدا می زنه "انا لله و انا الیه راجعون" گفتم بابا یه شب مهمون خونه ی من شدی چرا این آیه رو همش می خوانی؟بابا داره دلم شور میافته قربونت برم.. از دختر خداحافظی کرد می خواد از خونه بره بیرون در و دیوار التماسش کرد می گن قلاب در عبای آقا را گرفت انگار در و دیوار دارن التماس می کنن آقا نرو مسجد..مرغابی ها اومدن عبای علی را گرفتند..*
در و دیوار التماسش کرد
در و دیوار مهربان شده بود
*آخه یه روزی بین در و دیوار جلو چشمش دید فاطمه رو زمین افتاده ..*
یاد آن روزی که آتش می کشید از در زبانه
بالو پر میزد کبوتر در میانه آشیانه
دیدمش در خون نشسته با پرو بال شکسته
من خجالت می کشیدم در برش با دست بسته
در و دیوار التماسش کرد
در و دیوار مهربان شده بود
شوق دیدار حضرت زهرا
در نگاه علی عیان شده بود
خار در چشم و تیغ بین گلو
زخم مهمان استخوان شده بود
سایه ای شوم پشت هر دیوار
در کمین علی نهان شده بود
ناگهان آسمان ترک برداشت
آخه فرق خورشیدخونفشان شده بود
*امام مجتبی روایت می گه تو خونه س ابی عبدالله تو خونه هست زینب کبری تو خونه هست یه وقت دید منادی بین زمین و آسمان داره صدا می زنه..امام حسن دوان داون به سمت مسجد آمد دید بابا با سر و روی خونین تو محراب افتاده.روایت میگه زیر بغل های امیرالمومنین رو گرفتن مولا پاهاش کشیده میشد رو زمین یه طرف حسین یه طرف حسن اما تا نزدیک در خونه شدن فرمود: زیر بغلهامو رها کنید می خوام با پاهای خودم وارد خونه بشم بابا جان حالت خوب نیست. فرمود:حسنم میدونم بابا جان اما نمی خوام زینب منو با این حال ببینه همه مراعات دل زینب رو میکردن. مادرش زهرا تو بستر افتاده بود می گفت: علی جان می خوای گریه کنی گریه کن اما نگاهت به در باشه زینب نیاد امام حسنم بعضیا نوشتن وقتی تشتی که پاره های جگر مقابل حضرت بود تا صدای پای زینب اومد فرمود: تشت رو کنار ببرید زینب نبینه. همه می دونن چه صحنه ای رو قراره زینب ببینه من بمیرم برا اون ساعتی که اومد بالا تل زینبیه..یه صحنه ای رو دید دیدن عمهی سادات دست رو سر گذاشت صدا زد: "صلی علیک ملیک السماء هذا حسین بالعراء مرمل بالدماء، صریع بکربلا، مقطع الاعضاء، مجزور الرأس من القفا، مسلوب العمامة والردا "*
برچسب ها
- اشعار مذهبی
- شهادت
- روضه برای امام علی
- متن روضه
- عید عدالت
- امیرالمومنین
- حیدر
- امام اول
- گریز روضه
- متن روضه شهادت امام علی
- طبقه بندی
- متن اشعار
- ماه مبارک رمضان
- گریز مداحی
- متن روضه امیرالمؤمنین
- روضه جانسوز
- امام علی
- مداحی
- مطالب
- سرود زیبا _ویژۀ مَبعثِ محمدِ مُصطَفی صلوات الله علیه _ حاج محمد یزدخواستی
- گریز روضه امام علی
- شور زیبا میلاد حضرت زینب سلام الله علیها به نفسِ کربلایی حسین طاهری
- مناجات و روضه
- حاج محمدرضا طاهری
- محمد رضا طاهری
- حاج محمد طاهری
