نمایش جزئیات

روضه و توسل به امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام اجرا شده شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان۱۴۰۳ به نفسِ حاج‌ مهدی سلحشور

روضه و توسل به امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام اجرا شده شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان۱۴۰۳ به نفسِ حاج‌ مهدی سلحشور

"إلهی ضیفک ببابک، الهی عبدک المذنب ببابک، فقیرک ببابک، مسکینک ببابک یا محسن قد أتاک المسئ به ناله های علی فتجاوز عن قبیح، به دل پریشان زینب فتجاوز عن قبیح،ما عندی بجمیل ما عندک یا کریم.الهی العفو.."* 

درمانده‌ام بیچاره‌ام، الهی العفو 
آلوده‌ام آواره‌ام الهی العفو

الهی العفو
به عنایت حضرت زهرا
که حقیقت شبای قدره 
نزار کم بشه تو دل نوکر
از محبت علی یه ذره

تو تاریکی، تو ماهم باش
بعلیٍ بعلیٍ بعلیٍ بعلی
من لی غیرُک همراهم باش
بعلیٍ بعلیٍ بعلیٍ بعلی

*میگه دیدم پیغمبر اکرم در سجده یه ذکری رو مرتب داره میگه و گریه می‌کنه، گوش کردم دیدم پیغمبر اکرم در سجده مرتب داره میگه: الهی به علیٍ ..*

محتاجم، مسکینم، الهی العفو 
از دوری غمگینم، الهی العفو 

الهی العفو..
شهادت میده محاسنش با
خونی که رو سرش خضابه
دیگه وقت یتیمی رسیده
شب آخر ابوترابه

می‌خوام قلبم، شیدا باشه
بعلیٍ بعلیٍ بعلیٍ بعلی
جونم نذرِ مولا باشه
بعلیٍ بعلیٍ بعلیٍ بعلی

یا غافر الخطایا با ما چه کار داری؟
با بنده فراری اینجا قرار داری
از روسیاه عالم چه انتظار داری؟
راهم اگر ندادی تو اختیار داری

یک سال رفته بودم دنبال اشتباهم
حالا رسیده‌ام با پرونده سیاهم

عمر و جوانی‌ام را عصیان تباه کرده
این گرگ یوسفم را تنهای چاه کرده
هرچه گناه کردم مهدی نگاه کرده
آن عبدِ خودسرش را خود سر به راه کرده

گرچه فریب خوردم بازنده را بخر باز
شرمنده‌ام کن امشب شرمنده را بخر باز

آنکه به شانه بارِ من را کشیده، مهدیست
درد نگفته‌ام را که شنیده ،مهدیست
آن یار که به داد عالم رسیده، مهدیست

در سینهٔ فلسطین نور امید ،مهدی
بوی وصالش امشب، قبل اذان می‌آید
ما که امیدواریم آقایمان می‌آید

گرد و غبارم امشب،روی عبای حیدر
تا صبح سجده دارم بر خاک پای حیدر
خاکم کنید پای صحن و سرای حیدر
شاید طلا شدم در ایوان طلای حیدر

طاعت برای ما کرد، ضربت برای ما خورد
زحمت کشید و جایش با سائلان غذا خورد
در این بهار، باید بین نجف هوا خورد 
گریان شده کسی که افطار، کربلا خورد

مولا کنار سفره خود را به ما رسانده
هر شب سلام ما را تا کربلا رسانده

کشتی ما حسین و دریای ما حسین است
دنیای ما حسین و عقبای ما حسین است
امروزه ما حسین و فردای ما حسین است
دلدار ما حسین و لیلای ما حسین است

هجران مرتضی نه، هجران دخترش بود

*بریم پشت در خانه بشینیم ببینیم چه خبره خونه علی .. ؟! مثل اصبغ بن نباته ، سماجت به خرج بده، درو به روت باز کنن، تو را هم داخل ببرن* 

هجران مرتضی نه، هجران دخترش بود
چون شمعی آب می‌شد، پروانه دخترش بود
حیدر به فکرِ روزِ پایان دخترش بود 
فکر هجوم کوفه بر جان دخترش بود

زینب برای داغ دلدار، گریه می‌کرد
بر غربت حسین و بازار گریه می‌کرد

مثل امیرِ عالم ،همدم نداشت زینب
پیش حسین و عباس، که غم نداشت زینب
در کوفه معجرش رفت پرچم نداشت زینب
دورش شلوغ بود و محرم نداشت زینب

با کوله بار نان، شب آخر قیام کرد
مردی که هرچه داشت به کف،وقف عام کرد

یک در میان، جواب سلامش نمی‌رسید

*رسید سهل ساجدی به امام سجاد گفت آقا سلام علیکم دید آقا داره گریه می‌کنه،
آقا جان حرف بدی زدم دارید گریه می‌کنی؟ فرمود: نه، تو اولین نفری هستی از کربلا تا اینجا به ما سلام می‌کنن، هرکی رسید دشنام داد، هرکی رسید اهانت کرد*

یک در میان جواب سلامش نمی‌رسید 
آنکه خدا به هر قدم او سلام کرد

هم جود کرد و هم به خودش ناسزا شنید
او باز هم مقابلشان احترام کرد

از غربتش به قول خودش بس، که روزگار
با مرتضی، معاویه را همکلام کرد

بر دوش اوست چرخش دنیا ولی بر آن
طفلی نشست و حس نشستن به بام کرد

* امیرالمومنین، بچه یتیما رو روی کول خودش سوار می‌کرد*

 بعد از نماز نافله شب بلند شد
 سمت مدینه فاطمه‌اش را سلام کرد
با این سلام روضه آخر شروع شد
با خاک‌های چادر زهرا تمام کرد

هفت آسمان به جوش و خروش آمده مرو
آن را علی به گوشه‌ای از چشم رام کرد

*همه رو آرام کرد..*

زهراست کعبه و حَجَرش زینب است و بس
روی جبین دختر خود، استلام کرد
آری رعایت دل زینب سفارش است
وای از دمی که بین تحریم رو به شام کرد

آن دختری که سایه او هم ندیدنی
چشمان بد، به دور و برش ازدحام کرد
یک بی‌حیا که دید کنیزی نمی‌برند
از آل مرتضی طلب یک غلام کرد

*امام حسن رو صدا زد، حسن جان بیا جلو، شروع کرد با حسن وصیت کردن، حسن جان حواست باشه با اسیرت مدارا کن، با اسیرت مدارا کن بهش رحم کن، دلسوزش باش، ببین چشماش از ترس چطور داره می‌گرده، چطور دلش هراسان و لرزانه، اسیره، امام حسن عرض کرد :بابا جان! این ملعون قصد کشتن شما رو داشته دل ما رو به درد آورده، همه ما رو داره یتیم می‌کنه، شما می‌فرمایید باهاش مدارا کنم؟!حضرت فرمود:"نعم یا بُنی ، نحن اهل بَیتٍ لا نزداد علی الذّنب الینا اِلّا کرماً و عفواً"ما خونواده‌ای هستیم که در مقابل بدی و گناه که نسبت به ما میشه کرم و عفو و بخشش داریم، ما را با این‌ها مقایسه نکن، "بُنی بحقی علیک"به حقی که علی گردنت داره"فأطعموا یا بُنی کما مما تأکل"از هر غذایی که خودت می‌خوری بهش بده،"وأسقهی مما تشرب"از هر نوشیدنی که خودت می‌خوری بهش بده،"و لا تُقَید قدما" نکنه پاهاشو ببندین،"و لاتغُلّ له یدا"دستاشو نبنداسیره،عزیز دلم یه ضربت زده یه دونه بهش ضربه بزن،نکنه مُثله‌ش کنی..حتی از پیغمبر شنیدم، از مثله کردن سگ بپرهیزید،نکنه مُثله‌ش کنی..اما چیزی نگذشت بچه‌های این علی را وارد این شهر کردن، غذا بهشون ندادن، آب ندادن، دستا رو بستن، پاها رو زنجیر کردن، اما همه این‌ها یه طرف، بگم با حسینش چه کردن با علی اکبرش چه کردن..*

گریه می‌کنم برا زخم تنت
رد پا مونده به روی بدنت
گریه می‌کنم برام وقتی که
پیرمردا با عصا می‌زدنت

نیزه رو نیزه ،توتنت جا میره
نیزه‌ها راهِ نفسُ می‌گیره
روی تل داره خواهرت می‌میره

یا الله زیر دست و پا تن ثارالله
یا الله میگه راحتش کنید بسم الله!!
یاالله غرق خون سر اباعبدالله

گریه می‌کنم برای پیراهنت
واسه روضه‌ی  تن بی کفنت
گریه می‌کنم برا وقتی که
جلو چشم مادرت می‌زدنت

وسط مقتل‌ مادرت می‌بینه
بی‌مروت رو، سینه تو می‌شینه
ضربه‌های شمر، چقدر سنگینه

یا الله پای خولی توی مقتل وا شد
یا الله توی قتلگاه تو غوغا شد
یا الله سر بردن سرت دعوا شد

«حسین جان حسین جان...»

نظرات

در حال بارگذاری...