نمایش جزئیات
روضه و توسل به امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام اجرا شده شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان۱۴۰۳ به نفسِ حاج حسن شالبافان
ای تشنه لب،حسیـــن
ای بی کفن، حسیــــن
عریان بدن،حسیــــــــن
خونین دهن،حسیـــــن
*تا گفت پیغمبر نشونیای تو رو داده، نامرد بلند شد، آستیناشو زد بالا گفت :الان یه کار میکنم دیگه صورتم و نبینی دیدن ارباب ما رو برگردوند.صورتشو رو خاک گذاشت*
همه منتظرن مادرش برسه
کاش صدای برادر به خواهرش برسه
جنجاله مادرِ تو وسطِ گوداله
آقای ما رو از قفا با دشنه کُشتن
آقای ما رو با لبای تشنه کُشتن
با تیغ و نیزه جسمشو صدچاک کردن
آخر دهاتیها تنش رو خاک کردن
جای یه خنجر رو حنجرش بود
هم خواهرش بود هم مادرش بود
چشم یه ملعونی پی انگشترش بود
روضه نمی خواهد تنی که سر ندارد
قربان آن آقا که انگشتر ندارد
لعنت به اون که پیکرش رو پشت و رو کرد
توی رگای حنجرش خنجر فرو کرد
لعنت به اون که بی حربه می زد
با هرچی داشته توی دستش ضربه میزد
ای تشنه لب،حسیــــــــن
ای بی کفن،حسیـــــــــن
*این یکی دو روز خیلی برا بچه های فاطمه سخت گذشت،مخصوصا برا دخترا زینب و ام کلثو این دو روز از کنار بستر باباشون جُم نخوردن.یعنی بابا مریض شه دختر میمیره..امروز و دیروز زینب هی کنار بستر بابا هی خونآبه ها رو پاک میکرد.دخترت بمیره آخه بابا..یه روز مادرش صداش زد : اون لحظات آخرعلی جان برو مسجد،حسن جان حسین جان شما هم برید،رفتن فرمود :دخترم مادر بیا اومد...گفت :دخترم من قد تو بودم مادرم از دنیا رفت یعنی تو هم الان بی مادر میشی دخترم, من رفتم برا بابات مادری کن..دختر میمیره برا بابا مخصوصا دختری که چشم واکرده باشه جلو چشمش مادرش رو کشته باشن دیگه تموم خوشیش باباشه..*
*خدایا به ما رحم کن،من خیلی بیچاره تر از اونی ام که فکرش رو می کنم من فقط گناه آوردم امشب کرم تو رو میخوام هیچی نمیخوام همه امیدم هم تو دنیا ،تو قبر ،تو قیامت به مادر ساداته، نمیذاره بچه هاش بترسن تو قبر توبرزخ تو قیامت..امروز غروب بود آقا چشش رو وا کرد دیدحسنش نشسته، زینبش، ام کلثوم،گفت: پسرم حسین کجاست؟گفت: بابا صورت روکف پات گذاشته داره گریه میکنه چون قبلش فرموده بود همه برن بیرون فقط بچه های فاطمه بمونن، خب همه رفته بودن بیرون فرمود که دخترم،پسرم حسن جان، بابا، داداشت اباالفضل کو؟ گفت :بابا شما فرمودی همه برن بیرون عباس هم رفته بیرون گفت: نه بگو اون بیاد من با اون کار دارم. میگه: اومدم دیدم اباالفضل سر به دیوار گذاشته میگه نامردا برا چی بابامو زدید؟عباس جان, داداش بیا.. آخه بابام فرمود شما بیااومدتو نشست،همه منتظرن آخه بابام چیکار با اباالفضل داره؟ یه دفعه گفت : دخترم زینب بابا دستت رو بده گرفت گفت: اباالفضلم دستت رو بده عباسم از این به بعد تو کفیل زینبی،زینب رو به تو میسپارم غروب روز یازدهم یه نگاه کرد به علقمه یه نگاه کرد به علقمه غیرت الله کفیل الزینب پاشو نامحرما دورخواهرت رو گرفتن.امشب پر از روضه است خانه امیرالمؤمنین..امشب کنار بستر باباش نشسته زینب،هی دستای بابا رو میبوسه، هی خونابه ها رو پاک میکنه،بابای غریبم، بابای مظلومم،میگه بی بی همینجوردستای بابا رو میبوسید گریه میکرد یه دفعه دیدن زینب داد میزنه آه خواهر چی شده؟ بدن بابام داره سرد میشه ....*
یتیمی درد بی درمان
یتیمی خواری دوران یتیمی
*اربعین که برگشت یه نگاه به عباس کرد
گفت: داداش!
خبر داری مرا بازار بردن
زینب و دستای بسته
زینب و سرشکسته
زینب و یه مشت حرامی
زینب و مردای شامی
*از حاج آقای انسانی سؤال شد.حاج آقا یه موقعی میخواهیم روضه رو جمع کنیم هرکاری میکنیم نمیشه انگار ما رو دوباره میبرن تو روضه دلیل خاصی داره؟ گفت:آره هرموقع دیدی مجلس اینجوری شد،یقین بدون هنوز مادرش داره گریه میکنه هنوز مادرش داره میگه بنیّ.*
برچسب ها
- عید عدالت
- اشعار مذهبی
- سرود زیبا _ویژۀ مَبعثِ محمدِ مُصطَفی صلوات الله علیه _ حاج محمد یزدخواستی
- امام اول
- حیدر
- امام علی
- امیرالمومنین
- روضه برای امام علی
- روضه جانسوز
- شور زیبا میلاد حضرت زینب سلام الله علیها به نفسِ کربلایی حسین طاهری
- مطالب
- گریز روضه
- گریز مداحی
- گریز روضه امام علی
- شهادت
- ماه مبارک رمضان
- متن اشعار
- متن روضه
- متن روضه امیرالمؤمنین
- متن روضه شهادت امام علی
- مداحی
- طبقه بندی
- مناجات و روضه
- حاج حسن شالبافان
- حسن شالبافان
- شالبافان
