نمایش جزئیات
مناجات و توسل به امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام اجرا شده شب بیست و دوم ماه مبارک رمضان۱۴۰۳ به نفسِ حاج مهدی سلحشور
" اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ"چه بسرعت داره این شبا می گذره دو دهه رفت،بین دوشب قدر، شب شام غریبان علیه.."الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فيهِ الصِّيامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍوَ ارْزُقْنى حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَ اغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا يَغْفِرُها غَيْرُكَ يا رَحْمنُ يا عَلاّمُ.. الهی العفو"
دلم در سینه می کوبد به دیوار قفس سر را
خودت بیرون بیاور از درونم این کبوتر را
پرم از شیطنت های زمان کودکی امّا
در آغوشت بگیر این بار هم این کودک شر را
«خدای من،خدای من،خدای من خدای من»
من از تنهایی و بی سرپناهی سخت می ترسم
دقیقا مثل آن طفلی که گم کردست مادر را
صدایت می زنم بابا، قبولم کن به فرزندی
کجا پیدا کنم بابای خوبی مثل حیدر را
من از بازار از کوچه به سمت خانه برگشتم
خودت با دستهایت باز کن بر روی من در را
به من هم جا بده یک گوشه از ایوان طلا امشب
همانطوری که جا دادی کنار خویش قنبر را
تو نوکرهایی از من خوبتر داری فراوان
من کجا پیدا کنم غیر از تو یک ارباب بهتر را
خدا رحمت کند می گفت بابایم تو نوکر باش
علی از خانه اش بیرون نخواهد کرد نوکر را
*نوکرات در خونت جمع شدن آقاجان، غلامات همه جمع شدن آقا جان، اومدن مجلس عزا بر پا کنن که با بچه هات گریه کنن،امشب هممون بی بابا شدیم،این عقده تو دلم مونده آقا جان..*
عاقبت،جان به لب صبر رساندن، علی
پای آن قول که دادند نماندند، علی
*خشکسالی شده تو کوفه، جمع شدن دور خانه ی علی،آقا ،حیواناتمون آب ندارن بخورن، فرمود: برید در خونه حسینم، گفتن آقا بچه هامون تشنه ان،زمینامون تشنه ان،در خونه ی حسین اومدن حسین براشون دعا کرد، گفتن ان شاالله یه روز تلافی میکنیم،آی آقا..*
واقعا مردم این شهر نمک نشناسند
جای جبران به دلت داغ نشاندند علی
*کدوم داغو دارم میگم..*
اجرت آنهمه چاهی که تو کندی این بود
قطره ی آب به اصغر نرساندن علی
پسرت را ته گودال کشیدند به زور
دخترت را سر بازار کشاندند علی
تازه با اینکه حسینت سر نی قرآن خواند
بهتر از خارجی اش کوفه نخواندند علی
کودکانی که عسل خورده ی دستت بودند
بر تن بی کفنش اسب دواندند علی
*بچهها رو روز آخر دور بستر جمع کرد امیرالمؤمنین، کم کم عرق سرد داره رو پیشونی آقا میشینه، اون لحظه های آخر با زحمت داره حرف میزنه، فرمودن: حسن رو جلو آورد، فرمود حسن جان،وقتی خواستی بدنم رو تشییع کنی، جلوی تابوت رو رها کن، هر جا تابوت فرود اومد همونجا محل دفن منه، همونجا منو دفن کنید، ملائکه جلوی تابوت رو می گیرن،حرکت میدن، یه لحظه تصور کنید بچه ها کنار بسترنشستن علی داره وصیت می کنه،بعد فرمود: حسن جان ، وقتی از دفنم فارغ شدی، روی قبرو یه طوری بپوشونید کسی متوجه محل دفن من نشه،ترس از این داشت که بدن رو از زیر خاک بیرون بکشن،دو جا،دو تا ولی خدا رو شبونه خاک کردن،یکی علی بود، صبر کرد، شب فاطمشو غسل داد، فاطمه رو پنهانی دفن کرد،صبر کرد صبر کرد صبرکرد، اما یه جا دیگه علی نتونست صبر کنه، وقتی شنید این نا نجیبا میخوان برن فاطمه رو نبش قبر کنن، فاطمه رو از زیر خاک بیرون بکشن، شمشیرحیدری کشید، لباس رزم بر تن کرد اومد گفت: والله اگه یه وجب از این خاک جابجا بشه خونتون رو میریزم،
علی دیگه صبر نمی کنه،هیبت علی رو دیدن منصرف شدن.دومین جاشم بگم برگردم به نجف..حسین اومد پشت خیمه ها اصغرشو دفن کرد..میگه دیدم یکی اومده پشت خیمه ها سری بهش نرسیده، هی نیزه رو تو زمین میزنه، گفت خودم دیدم علی اصغر رو اینجا دفن کرد. امان از غریبی حسین..حسن جان نیمه شب بدنمو غسل بده نیمه شب کفنم کن،دلم رفت اون لحظه ای که نیمه شب علی مشغول غسل فاطمه شد،میگه اومدم وارد خونه شدم دیدم یه پرده ای بین اتاق ها حائله، یه طرف پرده علی داره بدن فاطمه رو غسل میده،اسما داره آب می ریزه علی داره بدنو میشوره، یه عمری با این دو بیت گریه کردیم...*
بریز آب روان اسما، به جسم اطهر زهرا
که شویم این گل رعنا ولی آهسته آهسته
به زیر نور کمی از هلال نازک ماه
برای غسل علی آب می کشید از چاه
کننده ی در خیبر پس از ثنای خدا
شروع کرد به غسل و بگفت یا زهرا
داره آب میریزه، بدن رو داره غسل میده،دیدن علی سر به دیوار گذاشته بلند بلند گریه میکنه، بچه ها سوال کردند آقاجون به ما میگی آروم آروم گریه کنید.اما بلند بلند دارید گریه می کنید اسما سوال کرد آقا جان چی شده؟ فرمود: اسما دست به دلم نزار،فاطمه درداشو به من نگفت، الان دستم رسید به بازوی ورم کرده ی خانمم،دید علی داره سر به دیوار میزنه گفت آقاجان چرا داری اینطور گریه میکنی گفت اسما ببین هر چی آب میریزی خون سینه بند نمیاد ببین چه کردند با سینه ی فاطمه چه کردند با بازوی فاطمم..*
برچسب ها
- اشعار مذهبی
- عید عدالت
- امام اول
- امام علی
- حیدر
- سرود زیبا _ویژۀ مَبعثِ محمدِ مُصطَفی صلوات الله علیه _ حاج محمد یزدخواستی
- امیرالمومنین
- روضه برای امام علی
- شور زیبا میلاد حضرت زینب سلام الله علیها به نفسِ کربلایی حسین طاهری
- روضه جانسوز
- گریز روضه
- شهادت
- متن روضه
- گریز مداحی
- متن اشعار
- متن روضه شهادت امام علی
- گریز روضه امام علی
- مناجات و روضه
- مطالب
- ماه مبارک رمضان
- متن روضه امیرالمؤمنین
- مداحی
- طبقه بندی
- حاج مهدی سلحشور
- دعای مجیر ویژۀ ماهِ مبارکِ رمضان به نفس حاج محمد رضا طاهری
