نمایش جزئیات
توسل و مناجات با خدا ویژهٔ ماه مبارک رمضان اجرا شده شب بیست و هفتم۱۴۰۳ به نفسِ حاج مهدی سلحشو
"اللّٰهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمْضانَ الَّذِى أَنْزَلْتَ فِیهِ الْقُرْآنَ ، وَافْتَرَضْتَ عَلَىٰ عِبادِکَ فِیهِ الصِّیامَ
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنِى حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرامِ فِى عامِى هٰذَا وَفِى کُلِّ عامٍ ،وَاغْفِر لِى به حق الحسین وَاغفِر لِی تِلْکَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَإِنَّهُ لَایَغْفِرُها غَیْرُک
یَا رَحْمٰنُ یَا عَلَّامُ، الهی العفو..."
پیش تو این شبها به صرف عشق مهمانم
از هر چه عمرِ طی شده بی تو پشیمانم
دور از تو چشمانم کویرِ خشک بود اما
حالا کنار تو ببین، لبریز بارانم
قلبم در این دنیا پر از تشویش و بیتابیست
لطفی کن و یک جرعه آرامش بنوشانم
شرمندهام از بی تو بودنهای پی در پی
شرمنده از این کوله بار پر ز عصیانم
من بیقرار لحظههای ناب پروازم
بال و پرم را معصیت بسته است، میدانم
یا مُعطی السائل؛ نگاهم کن که محتاجم
یا قاضی الحاجات، از خواهش فراوانم
هر چند عمرم طی شده با رو سیاهیها
هر چند از یک عمر کوتاهی، پریشانم
اما به تو امیدوارم،چون که میدانی
از کودکی سینه زن مولای عطشانم
هر جا که حرف کربلا باشد، دلم آنجاست
هر جا که بزم روضه باشد، زود گریانم
هر شب به لطف روضه از پرواز سرشارم
الفت گرفته با زلال اشک؛ چشمانم
هم روضه خوان آن سر رفته به روی نی
هم داغدار پیکر مجروح و عریانم
*امشب جسمم اینجاست دلم کربلاست کنار حرم ابی عبدالله الان کنار حرمش چه خبره..*
شب های جمعه فاطمه با اضطراب و واهمه
آید به دشت کربلا گردد به دور خیمه ها
گوید حسین من چه شد
نور دو عین من چه شد
برپا بشود محشر کبری شب جمعه
آید ز حرم ناله زهرا شب جمعه
یک هفته نگه داشته غم های دلش را
تا لحظه دیدار پسر تا شب جمعه
زیر بغل فاطمه را فضه گرفته
با مریم و آسیه و حوا شب جمعه
با قامت خم ،چادر خاکی، رخ نیلی
تا صبح کند زمزمه برپا شب جمعه
پیراهن خونی شده بر دست بگیرد
آشفته شود عرش معلا شب جمعه
*امام صادق فرمود:هروقت دلتون هوای کربلا کرد کافیه دست به سینه بگذاريد سه بار بگید:"صل الله علیک یا اباعبدالله"یه زیارت کامل ابی عبدالله براتون مینویسن، میگه هروقت زائر ابی عبدالله مشغول زیارت میشن فاطمه زهرا از عرش بهشون نگاه میکنه، با هزاران پیغمبر و صدیق و شهید که همراهیش میکنن فاطمه شروع میکنه گریه کردن اینا همه با فاطمه شروع میکنن گریه کردن اینقدر فاطمه زهرا ناله میزنه پیغمبر اکرم میاد فاطمه رو آروم میکنه فاطمه جان عرش خدارو بهم ریختی، ملائکه همه مشغول گریه ان، پیغمبر فاطمه رو آروم میکنه. نگران شماست فاطمه زهرا سلام الله علیها لذا وقتی پیغمبر روضه حسین خوند برا فاطمه زهرا سلام الله علیها فاطمه سوال کرد باباجان وقتی حسینمو میکشن شما هستی فرمود نه،باباش علی هست نه،من هستم نه،حسن هست نه،پس کی برا حسینم گریه میکنه؟فرمود: یه عده ای میان مثه مادر بچه مرده برا حسینت گریه میکنن، برا حسینت داد میزنن، مرداشون برا مردا، زناشون برا زنها، قیامت زنهاشون خانما دستگیری میکنن، مردارو آقایون. آخ بمیرم برات،امشب گریه کنیم با فاطمه زهرا،شب جمعه ست فاطمه با شما گریه میکنه.*.
چه میبینم تنت افتاده بر خاک صحرا
چه میبینم تو ماندی بین یک لشگر تنها
چه میبینم برادر تنهاترین سرداری
تک و تنها یه لشگر و علمداری
وای وای به سر زنان زینب
وای وای دل نگران زینب
وای وای به سمت یک گودال
وای وای گشته روان زینب
*میگه دیدم زینب داره میدوه این چادر عربی زیر پاش گیر میکنه هی میخوره زمین بلند میشه.. هی فریاد میزنه وامحمدا..*
زینب خواهرت به سرزنان
آمده سوی قتلگاه
بر جسم غرق خون تو
با حیرت میکند نگاه
واویلا واویلا حسین...
برادرجان تویی زینت دوش پیغمبر
برادرجان تو هستی یادگاریه مادر
برادرجان نبینم که افتاده ای بر خاک
بمیرم من که ماندی دیگر بی یار و یاور
وای وای ز پاره پاره تنت
وای وای ز غارت بدنت
وای وای ندادن امان
وای وای به کهنه پیرهنت
پیچیده صدای فاطمه در صحرا با لحنی حزین
ای کشته عطشان حسین پیکرت مانده بر زمین
«واویلا واویلا حسین...»
*با یه زحمتی ابی عبدالله روی نیزه شکسته خودشو بلند کرد،دید همه دارن به خیمه ها حمله میکنن،با یه صدای کم جوهری گفت:
اگه دین ندارید از قیامت نمیترسید.آزاده باشید لااقل در دنیا ، به تعبیر امروزیا مرد باشید دینم ندارید آخه مرد که به زن حمله نمیکنه.شما با من جنگ دارید با خانواده ام چیکار دارید،مگه نمیبینید بچه هام مثل بید دارن میلرزن...*
برچسب ها
نظرات
در حال بارگذاری...
