نمایش جزئیات

مدح ویژهٔ دههٔ کرامت و ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها اجرا شده به نفس سید رضا نریمانی

مدح ویژهٔ دههٔ کرامت و  ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها اجرا شده به نفس سید رضا نریمانی

ما از اَزل، فقط دَرِ این خانه را زدیم
جایی نرفته‌ایم و به این سمت آمدیم
دلداده‌ی کریمه‌‌ی آلِ محمدیم‌
یعنی گدایِ خواهرِ سلطانِ مشهدیم‌

حاجت به آستانه‌ی دیگر نمی‌بَریم 
ما ریزه‌خوارِ سفره‌ی موسی‌ بنِ‌ جعفریم‌

ماه آمده است، خواهرِ خورشید را ببین
این نورِ فاطمی‌ست که درخشید را ببین
عید است روزِ آمدنش، عید را ببین
در سیره‌اش تَجلّیِ توحید را ببین

دستِ گره گُشای دو عالم رسیده است 
پایانِ شامِ تیره‌ی ماتم رسیده است 

باید که ماه، سَر بِگذارد به پایِ او
خورشید جابه‌جا شود از هر ندایِ او
آن‌کس که گفته حضرتِ کاظم برایِ او
این جمله‌ی عجیب، که بابا فدایِ او

وقتِ شفاعت‌ است که پرچم به دستِ اوست 
روزِ حساب، چشمِ دو عالم به دستِ اوست

نور از زمین به کُلّ سماوات می‌دهد
بی‌بی کریمه است که حاجات می‌دهد
با قم به ما‌ مَجال‌ِ مُباهات‌ می‌دهد
از بس که بویِ مادرِ سادات می‌دهد

از عِطرِ فاطمه، حَرمِ او مُعَطّر است
صحن و سَرایِ او، حَرَمِ اَمنِ مادر است

عفت به اوج می‌رسد از بالِ چادرش 
حُجب و حیاست‌ طرحی از اشکالِ چادرش‌
آیاتِ نور می‌شود احوالِ چادرش
بوده‌ست مثل فاطمه مِنوالِ چادرش‌

از نسلِ سَیّدُالشُّهداست‌، بِنت‌ِ مجتبی‌ست
آرامش و قرارِ دلِ حضرتِ رضاست‌

از لطفِ اوست، سُفره‌ی نان باز می‌شود
قفلِ هزار مشکلِ ما، باز می‌شود
از شهرِ اوست، بَختِ جهان باز می‌شود
از قُنسِ دَر، به‌ سمتِ جَنان‌ باز می‌شود 

مِهرَش درونِ سینه‌یِ مردم نشسته است
باغِ بهشت، گوشه‌ای از قم نشسته است

در لحظه‌ی کرامتِ او عالَمی فقیر
بر حُسنِ خُلقِ فاطمی‌اش عالَمی اسیر
راهِ بهشت، می‌گذرد از همین مسیر
از خانه‌اش رسیده بهاران به زَمهَریر‌

حَوّا و هاجرند‌ در این خانه خادمه‌
بانویِ خانه کیست؟! تَجَلّایِ فاطمه 

معصومه فاطمه‌ است، دلیلم کمالِ اوست
آیینه‌ی پیمبر و زهرا جمال‌ِ اوست
مریم هر آن چه، هست به باغِ مثالِ اوست 
ایمان‌ِ آسیه جَلَوات‌ِ جلالِ اوست

خِیرِ کَثیر و اوجِ کرامت رسیده است 
این عالِمه‌ به علمِ امامت‌ رسیده است‌

نظرات

در حال بارگذاری...