نمایش جزئیات

مدح ویژهٔ دههٔ کرامت و ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها اجرا شده به نفس سید مهدی میرداماد

مدح ویژهٔ دههٔ کرامت و  ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها اجرا شده به نفس سید مهدی میرداماد

آمد بهار و چلچله بیداد می کند
جوش و خروش و هلهله بیداد می کند
بانگ دَرای قافله بیداد می کند
یعنی هنوز فاصله بیداد می کند

دل‌ها به شوق روی تو بی‌تاب می شوند
امشب به محضر تو شرفیاب می شوند

ای بهر‌ه‌ور ز خوان عطای تو، خاص و عام
از ما تو را درود و ز یزدان تو را سلام

با این شکوه و منزلت و رتبه و مقام
در پیش پای زائر خود می کنی قیام

تو اسوۀ کریمۀ اوصاف احمدی
آیینۀ تمام نمای محمدی

چون آفتاب مهرتو تابنده می شود
حاتم ز جود خویش سرافکنده می شود
تنها نه ماه، مهر تو را بنده می شود
خورشید هم ز مهر تو شرمنده می شود

بر گِرد تو چو کعبه ملک می کند طواف
اینجا که جبرئیل بُوَد گرم اعتکاف

دل نیست هر دل که تورا پای‌بند نیست
نامی که از تو جلوه ندارد بلند نیست
شعری که از تو دم نزند، دلپسند نیست
طبع مرا، به غیر تو شیرازه‌بند نیست

چون دعبل و کمیت خوشا محترم شدن
در پرتو عنایت تو محتشم شدن

بی بی چه دلپذیر بوَد آستانه‌ات
امشب، گرفته است دل ما بهانه‌ات
دل‌ها روانه‌اند ز هر سو به خانه‌ات
امیّد ماست بر کرم بی کرانه‌ات

خاتون هر دو کون، قم از تو زبانزد است
زیرا که آشیانۀ آل محمّد است

هر کس که با جلال تو عهدی جمیل بست
پیوسته دل به ذکر خوش یا جلیل بست
هر زائری که پای ضریحت دخیل بست
بالِ دعا به بال و پر جبرئیل بست

اینجا فرشتگان خدا بال می‌زنند
مُهر تو را به نامۀ اعمال می‌زنند

ای آنکه نیست از تو کسی سر فراز تر
خوشبوتر و کریم‌تر و چاره‌ساز تر
نشنیده‌ایم از تو درِ خانه بازتر
پیدا نمی‌کنم ز تو مهمان نوازتر

هر روز ما به لطف تو نوروز می شود
دلخواه و دلپذیر و دل افروز می شود

ای‌‌‌‌ ازلیّت، به تربت تو مُخمّر
وی‌‌‌‌ ابدیّت، به طلعت تو مُقرّر
آیت رحمت ز جلوهٔ‌‌ تو هویدا
رایَتِ قدرت در آستینِ تو مُضْمَر

عِصمتِ تو تا کشید پرده به اجسام
عالَم اجسام گردد عالَم دیگر
وین نه عجب، زانکه نور اوست ز زهرا
نور وی‌‌ از حیدر است و او ز پیمبر

نور خُدا در رسول اکرم پیدا
کرد تجلّی‌‌ ز وی‌‌ به حیدر صفدر
وَز وی‌‌، تابان شده به حضرت زهرا
اینک ظاهر ز دُختِ موسی‌‌ِ جعفر

عیسی‌‌ مریم به پیشگاهش دربان
موسی‌‌ عمران به بارگاهش چاکر
یا که دو طفل‌‌‌اند در حریم جلالش
از پی‌‌ تکمیل نفس آمده مُضطَر

گر که نگفتی‌‌ امام هستم بر خلق
موسی‌‌ جعفر ولّیِ‌‌ حضرتِ داور
فاش بگفتم که تو رسول خدایی
معجزه‌‌‌ات می‌‌ بُوَد همانا دختر

آن یک، امواج علم را شده مبدأ
وین یک، افواج حلم را شده مَصْدر
آن یک، در عالم جلالت، «کعبه»
وین یک، در مُلک کبریایی‌‌،«مَشْعَر»

چادر آن یک، حِجابِ عصمت ایزد                                     مِعْجَرِ این یک، نقابِ عفّتِ داور
آن یک، خاکِ مدینه کرده مُزّین                                        صفحهٔ‌‌‌‌ قم را نموده، این یک انور

خاک قم، این کرده از شرافتْ جنّت                                   آب مدینه نموده آن یک، کوثر
لم یلدم بسته لب وگرنه بگفتم
دخت خدایند این دو نورِ مطهر

نظرات

در حال بارگذاری...