نمایش جزئیات
نماهنگ حماسی مقاومتی مادر قصه بگو اجرا شده به نفس گروه سرود ری نوا
مادر برام قصه بُگو دل تنگِ تنگه
قصه ی آقا رو بُگو دل تنگِ تنگه
«مادر..مادر ..مادر»
مادرم برام حرف بزن از ایمونش بُگو
مادرم برام حرف بزن از پیمونش بُگو
مادر تو دونی و خدا از خوبیاش بُگو
از اون صلابتش اون لحن صداش بُگو
از عهد با خدا از حال دعاش بُگو
«مادر..مادر..مادر»
دیشب خواب آقا رو دیدم دوباره
لبخند شیرین دیدُم بر چهره داره
دیدُم تو آغوش گرم حسینه
پشت سرش مولا با ذوالفقاره
بهش گفتُم ما همخونیم
ما تا آخر تو میدونیم
دلش وا شد لباش خندید
دلُم محکم با این پرچم
نباید از کسی ترسید
خدا گفته آقا زنده است
باید از آیه ها پرسید
بابا خودُم دیدُم روح شهیدامون
دورو برش بودن
گلهای مینابی اشکای داغی
تو چشمای ترش بودن
آقا نوازش کِرد آقا سفارش کِرد
در جنگ با دشمن ننگه که سازش کِرد
آقا برام یه لاله چید
منو تو آغوشش کشید
دِرد دِلامو که شنید
حرف حسین و پیش کشید
خونوم مگه رنگین تِره خون حسینه
جونوم مگه شیرین تِر جون حسینه
یه جون اگه دادُم به راه دین و ایرون
صد جون هزارونش به قربونحسینه
گفت دشمنامون مأیوس میشن
مردم تو این راه مبعوث میشن
ما پای پرچم ما زیر قرآن
باهم میمونیمپاینده ایران
