نمایش جزئیات

بین چشمم شروع ... شعر خوانی و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب اول محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطمه

بین چشمم شروع ... شعر خوانی و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب اول محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطمه

بین چشمم شروع خواهد شد 
فصل باران نم نمت آقا 

رو سپیدم، سیاه پوشیدم
در هیاهوی ماتمت آقا 

مادرت بین هر حسینیه 
ناله سر داده از غمت آقا 

همه جا بوی سیب پیچیده 
با شروع محرمت آقا 

من به تو وصل می‌شوم این جا
مثل نخل های پرچمت آقا 

همه جا بر کتیبه خواهم دید
نقشی از اسم اعظمت آقا 

از عنایات گریه بر تو شدم
بین این روضه محترم آقا
 
جان عالم فدای زخم تنت
که شده اشک، مرهمت آقا 

بین اوراق مقتلت بخدا 
همه جا تشنه دیدمت آقا 

دشنه و تیر و نیزه خواهد بود 
علت جسم در همت آقا 

*شب اول مادرش لباس خونی حسینو از عرش آویزان میکنه*

لحظه ی رو نَمای پیروهنت
می‌شود عرش، هیئتُ الزهرا 

یا بُنیّ شروع شد روضه 
قَتَلوکَ غریبا عطشانا

نوکرت پیروهن به تن دارد 
تو نداری کفن به تن آقا

کاش میشد به جان ما میخورد 
آتش خیمه های عاشورا 

نگران بودی از نوامیست 
نگران کشتنت حرامی ها 

نیزه ها از تنت چه می‌خواهد 
بدنت نیزه زار شد آنجا 

بین یک دشتِ تیره رو به زمین 
می‌رود آهِ خواهرت بالا 

تنهایی، روی خاک داغ این صحرایی 
با لبِ تشنه لبِ دریایی تنهایی
  
مظلومی، زیر تیغ و نیزه هم آرومی
از یه قطره آب هم محرومی مظلومی

تو قتلگاه صورتت رو
زمین گذاشتی بمیرم 
برای اون لحظه ای که 
نفس نداشتی بمیرم

آه کشتن
تو رو بی گناه کشتن

بدحالی، با تنِ خسته توی گودالی
همه اومدن عجب جنجالی بدحالی

دلتنگی، بی رمق شدی ولی میجنگی
روی پیشونیت نشسته سنگی دلتنگی 

بشکنه دستی که آقا 
پیروهنت رو درآورد 
تو اون شلوغی گودال 
عقیقتو ساربان بُرد

آه رفتن
رو تنِ تو راه رفتن

نظرات

در حال بارگذاری...