نمایش جزئیات

سینه زنی و توسل به حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام اجرا شده شب ششم محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطمه

سینه زنی و توسل به حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام اجرا شده شب ششم محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطمه

ماه بلندم حالا دیدی عزیز دل عمو
چه داغی رو قلبم گذاشتی
چی به سرت اومد زیر سُم مرکب روی خاک 
آخه تو که جوشن نداشتی

دیگه جونی نمونده برات
که بگیرم تو بغلت
که ببوسی روی منو
با لب غرق عسلت

«با لبای خشکیده، تنت از هم پاشیده 
یادگاری حسنم، پاشو که بابا رسیده »

بر فَرَس تیزرُو هر که تو را دید گفت
برگ گل سرخ را باد کجا می‌برد

عطر تن تو میگه دیگه روا شد حاجتت
که تو بغل مجتبایی
کاشکی عزیزم نبینه مادرت از خیمه ها
که زیر سُم مرکبایی

حالا تو آغوش منی
چقدَر عین حسنی
سرتو میبوسم و تو
داری دست و پا میزنی

مثل شاخ شمشاده
که رو خاکا افتاده 
بخدا که این همه زخم
برای بدن زیاده

«با لبای خشکیده، تنت از هم پاشیده 
یادگاری حسنم، پاشو که بابا رسیده»

یک عبا داشتم و خرج علی اکبر شد
با چه از روی زمین جسم تو را بردارم

جوری صدام کردی که تموم حرم زار زدن
حال حرمم رو ندیدی
لحظه به لحظه تا که برسم بالا سرت
جلو چشم من قد کشیدی

شهدا خون گریه کنید
به امانتداریِ من
حسنم اومد کمکم
واسه ی دلداریِ من

مث برگ پاییزه، داره اعضات میریزه
کی میدونه که این بدن چقدر برام عزیزه

«با لبای خشکیده، تنت از هم پاشیده 
یادگاری حسنم، پاشو که بابا رسیده»

نظرات

در حال بارگذاری...