نمایش جزئیات

سینه زنی و توسل به حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام اجرا شده شب ششم محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطمه

سینه زنی و توسل به حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام اجرا شده شب ششم محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطمه

به میدان می‌شود عازم
میان و ان یکاد و بغض و اندوه بنی هاشم 
جناب شاهزاده حضرت قاسم
و در صحرا طنین انداز شد صوت رجزهایش اَنَا القاسم

‌شده آماده ی خیرالعمل قاسم 
پر از شوق عسل قاسم
انا بنُ المجتبی قاسم 
عزیز و یاور خون خدا قاسم 
تجلّیِ حسن در کربلا قاسم 

کفن پوش آمده در قلب میدانِ بلا قاسم 
قیامت می‌شود پا می‌گذارد هر کجا قاسم
به یغما می‌برد گویا سپاه کوفه را قاسم
 
قمر قاسم ثمر قاسم حسن قاسم
دلیر هر مصاف تن به تن قاسم 
به جای جوشن آورده کفن قاسم
 
قدم میزد به آرامی
ندارد جنگ با این نوجوان فرجامی
که ناگه از دل لشکر روان شد با پسرهایش
به میدان ازرق شامی

گرفته تیغ برّان را به کف قاسم 
سراپا غرق در شور و شعف قاسم 
مدد می‌گیرد از شاه نجف قاسم
 
یکایک راهی آتش نمود آن دم پسرها را
به یک دم سوخت جان بی جگر ها را
شبیه برگ پاییزی به خاک انداخت سرها را

غضبناک ازرق آمد در پی قاسم 
که ناگه نوجوان مجتبی
در خشم تیغ خود سهیمش کرد
و راهی جَحیمش کرد
به یک ضربه دو نیمش کرد

سراسر کربلا آشوب طوفان شد
تمام دشت لبریز از سواران شد
نگاه نجمه گریان شد

همین که دوره اش کردند 
کار لشکر بی رحم آسان شد 
و کوفی ها عجب رسم بدی دارند 
بنا بر سنگباران شد

پرش زخمی، تنش زخمی
سرش زخمی، تمام پیکرش زخمی 
و پهلویش شبیه مادرش زخمی 

به زیر سُمّ مرکب یاس آلُ الله پرپر شد
قد و بالای قاسم مثل اکبر شد

نظرات

در حال بارگذاری...