نمایش جزئیات

روضه و توسل به حضرت علی اصغر علیه السلام اجرا شده شب هفتم محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطمه

روضه و توسل به حضرت علی اصغر علیه السلام اجرا شده شب هفتم محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطمه

*یه سوال دارم، اجازه میدی یوقت بابات بره جایی به کسی رو بزنه؟ نه والله، اگه بفهمی بابات یجا رو زده روش رو زمین زدن چیکار میکنی؟ آی مردم آقایی که همیشه صداش میزنین، آقایی که تو گرفتاری صداش میزنی جواب رد بهت نمیده، بچه ش رو بالا آورد، گفت یخورده به این بچه آب بدین، اصلا میخواین خودتون ببرین سیرابش کنین برگردونین، سرِ بچه آویزان، یوقت دیدن نانجیب حرمله نشست، خون ریخت رو صورت حسین، نگاه کرد دید این بچه داره دست و پا میزنه، پسرم، عزیزم، لشکر میگه یجا ما دلمون به حال حسین سوخت، گفتن کجا؟ بالا سر علی اکبر؟ گفت نه، یجا ما همه مون به حال حسین گریه مون گرفت، کجا؟ گفت اون وقتی که بچه رو بالا آورد، حرمله تیر به گلوی علی اصغر زد، دیدن حسین عبا رو رو سر کشیده، هی میره سمت خیمه، برمیگرده، خدا جواب مادرشو چی بدم؟ حسین..*

لالایی مادرت چشم انتظاره
لالایی کاش بشه بارون بباره 

عموجون برنمیگرده عزیزم 
عموجون آب شد با مشک پاره

نظرات

در حال بارگذاری...