نمایش جزئیات

روضه و توسل به حضرت عباس علیه السلام اجرا شده شب نهم محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطمه

روضه و توسل به حضرت عباس  علیه السلام اجرا شده شب نهم محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطمه

تو آرزوی لب سقا، شریعه در خروشه
هزار هزار چشمه ی خواهش، زیر پاهاش میجوشه 

دل فرات، زار میزنه
کِای تشنه لب، تر کن لبهاتو

شدم شبیه شوره زار
دارم مینوشم اشک چشماتو

شعله به جون من نکش
بیا و نشکن جام دستاتو

به من بگو وقتی بهم رسیدی
تو انعکاس موج من چی دیدی
ای ساقی لب تشنه ها اباالفضل 

از بس که دارد آبرو پیش خدا دستش
محشر شفاعت می‌کند از انبیا دستش

عالم زده دستان خود بر دامن آنکه
شد جایگاه بوسه ی دست خدا دستش

اصلاً چرا باید به دست دیگری رو زد
وقتی که دستم را گرفته بارها دستش

*همیشه بگو من آقا دارم، من بی صاحب نیستم*

اصلا چرا باید به دست دیگری رو زد
وقتی که دستم را گرفته بارها دستش

با دست خالی زائر از صحنش نخواهد رفت
حتی مسیحی را کند حاجت روا دستش 

از گونه ی خیس محبان سر کویش
در بزم روضه جمع کرده اشک را دستش

شد کاشف عن کرب حسین فاطمه چشمش
شد حامل پرچم به دشت کربلا دستش

دست از برادر برنخواهد داشت یک لحظه
حتی ابوفاضل اگر باشد جدا دستش

*بگو آقا من همون کسی ام که از روز اول بدنیا اومدم مادرم میگفت تو رو سپردمت به اباالفضل، بگو آقا من همون کسی ام که هر وقت حالم بد بود مادرم تو رو صدا زد، گفت بچه مو خوب کن میخوام امسال سقای دسته ها کنم، امشب شب آقائیه که نمیذاره دست خالی بری، نمیذاره خجالت زده باشی، آخه خودش خجالت زده بوده میدونه، عرض کرد تا زنده‌ام منو سمت خیمه نبر، از روی سکینه خجالت میکشم*

نظرات

در حال بارگذاری...