نمایش جزئیات

روضه و توسل به حضرت عباس علیه السلام اجرا شده شب نهم محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطم

روضه و توسل به حضرت عباس  علیه السلام اجرا شده شب نهم محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطم

از کار عشق این گره بسته وا نشد
باب الحوائج همه حاجت روا نشد

بستند راه های حرم را به روی او
میخواست تا حرم ببرد آب را، نشد

دستان او جدا شده از پیکرش ولی
یک لحظه مشک از کف سقا رها نشد
 
با مشک پاره پاره به سوی حرم نرفت 
راضی به دل شکستگیِ بچه‌ها نشد

تیر سه شعبه بست به چشمان او دخیل
آنگونه که ز چشم رئوفش جدا نشد

ضرب عمود تا دل ابروش را شکافت
فرق کسی شبیه سر او دو تا نشد

*خدا نیاره یه برادر بالا سر برادر، لشکر میگه نگاه کردن دیدن حسین از اسب پیاده شد، چخبر شده؟ میگه دیدم هی خم میشه از رو زمین یه چیزی برمیداره، خدایا این چیه؟ نگاه کردم دیدم دستای بریده ی عباس، اومد کنار بدن عباس، فقط همینقدر بهتون بگم، بدنش کم از بدن علی اکبر نداشت، اومد بالا سرش، دستشو انداخت زیر بدنش، سر شکافته، عزیز دلم، قدیمیا خوب روضه میخوندن، میگفتن دیدن عباس داره آروم آروم گریه میکنه، عزیزم تا حالا گریه ت رو ندیده بودم، صدا زد آقاجان گریه م برا این نیست که دستامو بریدن، گریه م برا اینه اینجا من نوکرتونم سر منو به دامن گرفتین، ساعتی دیگه گودال کیه سرتو به دامن بگیره؟ میخوام بگم آی اباالفضل سر حسینو به دامن نگرفتن، سر حسینو دست به دست گردوندن، شب اباالفضله، بلند بگو حسین*

ای مشک آب دووم بیار 
نوبت تو رسیده 
ای مشک آب گریه نکن
به دستای بریده 

چیزی دیگه تا خیمه های بچه‌ها نمونده 
صدای العطش دل هر دو مونو سوزونده 
غرورمو شکونده

شیرخواره داره میمیره
تشنه ی یک قطره شیره
گریه کنی، از دست میره

نظرات

در حال بارگذاری...