نمایش جزئیات
روضه و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب دهم محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطمه
*آی شب عاشورا، تو شاهد باش ما هر جوری بود اومدیم برا حسین گریه کنیم، ما که کاری از دستمون برنمیاد، یااباعبدالله*
زینبو نگذار با غصه هاش
داداش داداش، داداش داداش
جدا شو از من یواش یواش
داداش داداش، داداش داداش
زنِ تنهای این غروبم
تو نرو تا که پا نکوبم
تو بری خواهرت اسیره
الهی زینبت بمیره
*همچین که حلقوم حسینو بوسید، تا حسین سوار شد، هر چی زد به ذوالجناح دید حرکت نمیکنه، ذوالجناح تو که بد قلق نبودی، اینطور نبودی، تو که میدونی من چطور سواری میخوام، یه مرتبه سرشو پایین آورد، حسین نگاه کرد دید سکینه پاهای ذوالجناحو گرفته، بابا نمیذارم همینطوری بری، باید پایین بیای، اومد پایین، گفت بابا میخوام یخورده نازم کنی، آخه بعد تو فقط تازیانه ها نوازشم میکنن، آی حسین جان، آی شب عاشورائیا، گفت بابا یخورده بغلم کن، دستشو انداخت دور گردن بابا، گفت بابا دو سه تا سوال دارم، سوالم اینه، من تو خونوادمون وداع زیاد دیدم، موقع خداحافظی همیشه یا صورت بوسیدن، یا پیشونی بوسیدن، به من بگو عمه چرا وداع کرد حلقومتو بوسید؟ مگه چخبره؟ میخوام بگم عمه جان سکینه، شب عاشورایی برات من میخوام روضه بخونم، عمه ت زینب جای خنجر کهنه رو بوسید، زخم تو بدن داشت، همچین که خواست از یسار بیفته، ذوالجناح کمکش کرد، از یمین بیفته، عاقبت یه نانجیبی نیزه به پهلوش زد، همچین که رو زمین افتاد، همه عقب رفتن، اما دیدن حسین شمشیر شکسته رو برداشت، داره نفس نفس میزنه، خولی گفت من میرم کارو تموم میکنم، نتونست برگشت، سنان بن انس وارد شد، حسین یه طور نگاه کرد برگشت، عاقبت شمر گفت خودم میرم، تا وارد شد اول کاری که کرد بدنو برگردوند،
او میبُرید و من میبریدم
او از حسین سر من از حسین دل
امشب خود شماها به بچه تون بگین آب، خودشو به در و دیوار میزنه برا باباش آب بیاره، یوقت دیدن حسین این لباش به هم میخوره هی میگه جیگرم... همچین که رو زمین افتاد، از شبکه های زره خون میاد، گرد و خاکا خوابید، یه مرتبه گفت نکنه به خیمه حمله کنن، کسی جرائت نمیکرد وارد گودال بشه، گفت چی میگی این حسینه، زخمی هم باشه بلند میشه میکُشه همه مونو، یه نانجیبی گفت من میتونم بهتون بگم حسین زنده ست یا نه، حسین غیرتیه، ینفر صدا زد به خیمه ها حمله کنید، یوقت دیدن حسین خودشو بالا آورد، یعنی نه، من هنوز زنده ام، به خیمه حمله نکنید، حسین جان مظلومی میدونم، اما تا زنده بودی سمت ناموست حمله نکردن، اما بابات دستاش بسته بود، جلو چشم علی سیلی به فاطمه زدن، دست بیاد بالا، با تمام وجودت برا فرج امام زمان بگو حسین
برچسب ها
- شعر روضه
- گريز مداحي
- روضه و توسل
- تنظیمات
- گريز روضه
- عید عدالت
- اباعبدالله الحسين
- براي امام حسين
- روضه جانسوز
- روضه جانسوز _ امام هادی علیه السلام _ سید مهدی میرداماد
- روضه قتلگاه
- متن روضه
- متن روضه شب 10 محرم
- متن روضه برای روز عاشورا
- آمد آمد حجت داور
- متن روضه امام حسين
- مناجات و دعا _کربلایی مهدی رسولی
- مدح زیبا _ میلاد حضرت امام محمد باقر علیه السلام _حاج محمد رضا طاهری
- متن شعر و روضه به همراه سبک
- متن شعر مداحي
- مـــام تــــــــمام انــبیاء(شعر در مدح حضرت زهرا(س))
- سید مجید بنی فاطمه
