نمایش جزئیات

روضه و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب دهم محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطمه

روضه و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب دهم محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطمه

یار نداشتی
طاقت این همه آزار نداشتی
رمقی برای پیکار نداشتی
من بمیرم که علمدار نداشتی 

یار نداشتی
جز حرم غصه ای انگار نداشتی
کاشکی پشت خیمه شیرخوار نداشتی 
دختری رو بین اشرار نداشتی 

کار از کار گذشت 
مرکب از تن تو هر بار گذشت 
از دل خواهرت انگار گذشت 

سر نداشتی 
تشنه بودی و برادر نداشتی 
جای سالم توی پیکر نداشتی 
من بمیرم که تو مادر نداشتی

سر نداشتی 
بین لشکر بودی لشکر نداشتی 
بال و پر زدی ولی پر نداشتی 
کاشکی تو خرابه دختر نداشتی 

کار از کار گذشت 
زینب از میون انظار گذشت 
از سر کوچه و بازار گذشت  

*مدد بده، دستت بیاد بالا بگو حسین، آقا رو یاری کن، این دستای شما پرچم حسینه، دستت بیاد بالا بگو، حسین*

یار نداشتی 
کفنی غیر همین خار نداشتی 

*سکینه این سوالو از ذوالجناح کرد، وقتی ذوالجناح اومد گفت بیا ببینم اسب بابا، تاریخو بخون، میگه دستشو انداخت گردن ذوالجناح گفت اسب بابا یه سوال دارم، یادته وقتی بابام داشت میرفت لبهاش ترک خورده بود؟ یادته بابام تشنه بود؟ بالاخره بهش آب دادن یا نه؟ حسین.... این حسین حسین گفتن شما بلا رو دور میکنه، به زندگیت برکت میده، به قلبت قوت میده، نسلتو آباد میکنه، پس کوتاهی نکن، دست بیاد بالا فریاد بزن  بگو حسین....*

نظرات

در حال بارگذاری...