نمایش جزئیات

تمام‌ جان مرا... روضه و توسل به حضرت رقیه سلام االه علیها اجرا شده شب سوم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌محمود کریمی

 تمام‌ جان مرا... روضه و توسل به حضرت رقیه سلام االه علیها اجرا شده شب سوم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌محمود کریمی

تمام جانِ مرا ،دردِ بی‌حساب گرفته
برای رفتنِ من، لحظه‌ هم شتاب گرفته 

نه سخت نیست بپوشاند از تو صورت خود را
کسی که بعد تو با آستین حجاب گرفته

به گونه‌ام اثرِ دستِ زجر مانده
او هم نمای چهره من را 
به پنجه ،قاب گرفته

به یادِ خاطرهٔ تشنگیِ وقتِ وداعت
نگاه اهل حرم را پس از تو،  آب گرفته

سپرده‌ عمه به من گریه بَر، لب و دهنت را 
عزای سوختنت را  ببین ،رباب گرفته

*انقده رباب به یاد آقامون حسیـــــــن
 زیر آفتاب نشست صورتش سوخت با آفتاب *

پس از شهادتِ تو عمه زیر سایه نرفته
عزای جسم تو را زیر آفتاب گرفته

دلم خلاص ندارد
 لبم نشسته به سوگِ لبی که
 از لبهٔ خیزران گَواه گرفته

اسیر پنجه داغم
 ای از تنور رسیده
شهیدِ مجلس صُبحم

*گفت: بابا جان*

سیلی گرفته قدرت بیناییِ مرا
بهر شناختن به رُخَت دست می‌کشم

*لبت چرا پاره پاره شده، یه چیزایی یادم میاد،* 

ناله‌ها تا به ثریا می‌رفت
خیزران بود که بالا می‌رفت

*عمه جلو چشممو گرفت..*

در دلم شوری از آن لحظه به پاست
چون ندیدم هدفِ چوب کجاست

وایِ من حال شده ،معلومم
به لبت می‌زد ای مظلومم

«ای وای حسیـــــــن»

نظرات

در حال بارگذاری...