نمایش جزئیات

تماشات میکنم ... روضه و توسل به حضرت رقیه سلام االه علیها اجرا شده شب سوم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌محمود کریمی

تماشات میکنم ... روضه و توسل به حضرت رقیه سلام االه علیها اجرا شده شب سوم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌محمود کریمی

تماشات می‌کنم با اشک
 اگه پلک‌های من واشه
تو با سر آمدی گفتی
رقیه سختشه پاشه

دیگه چیزی نمونده که بگم زیباترم این طور
قشنگیِ قد دختر به موهاشه به موهاشه

یتیما هی کتک خوردن همه همبازیام مُردن 
منم حالا با اون دختر که گوشواره م رو گوشاشه

تموم نون و خرماشون که سهم نیزه‌دارا شد
نشونم داد عمه گفت: که دنیا مال باباشه

از اون شب، بین اون صحرا 
دوتا دندونام افتادن

نشه باز گم بشم عمه 
دوباره زجر پیدا شه

عمه جان!
 ندیدی پیش اون ناقه 
گرفت از مو بلندم کرد
آخه بچه نمی‌تونه سوار ناقه، تنها شه

مگه من مُرده بودم که 
لباتو خیزرون بوسید
حالا می‌بوسمت اما 
اگه با تو لبی باشه

بابا جان!
سرت شرط قمارش بود  
شراب اما کنارش بود
که عمه داد می‌زد که
بزن ما را بزن باشه

نظرات

در حال بارگذاری...