نمایش جزئیات

دیدم از اسب افتادی ... روضه و توسل به ابن الحسن حضرت عبدالله علیه السلام اجرا شده شب پنجم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ محمود کریمی

دیدم از اسب افتادی ... روضه و توسل به ابن الحسن حضرت عبدالله علیه السلام اجرا شده شب پنجم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ محمود کریمی

دیدم از اسب افتادی
دیدمت رمق نداری
اومدم از دل خیمه
مثل آهوی فراری

عمه می‌زد صدا هول شدم
آسمون شد سیاه هول شدم
اومدم رو زمین دیدمت
می‌زدی دست و پا هول شدم

وای چقدر زخم
وای چقدر خون
می‌برمت از اینجا آی عمو جون

تنها موندنت دلیله
دل به دریا زدنم شد
ذکر أین الحسن تو
دستور اومدنم شد

کاش تو اشک چشات غرق نشم
قبل از اینکه بیام غرق نشم
میشه آغوش تو باز کنی
غرق نشم تو این ازدحام غرق نشم

نیمه جونی غرقِ خونی
دست منو به بابام می‌رسونی

عمه می‌زد صدا هول شدم
آسمون شد سیاه هول شدم
اومدم رو زمین دیدمت
می‌زدی دست و پا هول شدم

وای چقدر زخم
وای چقدر خون
می‌برمت از اینجا آی عمو جون

مثل هر روز عمرم
آغوشت پناه من شد 
من مثل طفل ربابم
عشقت قتلگاه من شد

چشمم از سیل خون درد گرفت
قلب هفت آسمون درد گرفت
حرمله اومد و تیر زد و
سینهٔ هر دومون درد گرفت

کربلا باز شد مدینه
مادرمون رسید با زخم سینه

کاری از من نیومد
بازم تنهایی و مظلوم
خوب شدم وقتی گذاشتی
دستتو رو زخم پهلوم

می‌شنوم سینه‌ات آه می‌کشه
نعره کل سپاه می‌کشه
ما رو سر نیزه‌شون تا کف
گودی قتلگاه می‌کشه

زلفت افتاد دست دشمن
قاتل اومد برای سر بریدن

شمر آمده به گودال اما وضو ندارد
لبخند می‌زد و گفت گل پشت و رو ندارد

«ای وای حسین ای وای حسین»

 

نظرات

در حال بارگذاری...