نمایش جزئیات
درسته واسه جنگیدن ... روضه و توسل به حضرت علی اصغر علیه السلام علیه السلام اجرا شده شب هفتم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاجمحمود کریمی
درسته واسه جنگیدن یه کم سنت کمه مادر
بابا تنهاست تو میدون الان تکلیفمه مادر
از اول هم دلم میخواست منم مادر شهید باشم
پیش زهرای مرضیه تو محشر رو سفید باشم
دلم میخواد توی میدون نترسی از صداهاشون
یه جوری سربازی کن که بلرزه دست و پاهاشون
تو از نسل علی هستی باید جنگو بلد باشی
علی شیر خدا بوده تو هم باید اسد باشی
حلالم کن که لب تشنه میخوام راهیت کنم مادر
حلالم کن نمیتونم که همراهیت کنم مادر
اگه همرات بیام شاید بابات غرق خجالت شه
با عمه جون برو تا که بابات یه ذره راحت شه
نمیری واسه آب خوردن میری واسه رجز خونی
حواست باشه دور لب زبونتو نچرخونی
زبونت رو بچرخونی بابات شرمندهتر میشه
زبونم لال زحمتهام تماماً بی اثر میشه
تو هم مثل علی اکبر میری تو لشکر بابات
حواست باشه یک مو هم نشه کم از سر بابات
اگه تیری اومد باید گلوت واسش سپر باشه
اگه حتی از این تیرهای سمی و سه پَر باشه
شنیدم حرمله خیلی دقیقه تو تیراندازی
اگه تیر زد خودت رو زود جلوی تیر میندازی
عزیزم وقتی تیر خوردی نذار جاری بشه اشکات
یه کم درد و تحمل تا دشمن شاد نشه بابات
برو مادر
تو این راه خوبه که درد یه مردو حس کنی مادر
مبادا پیش نامردا بخوای خِس خس کنی مادر
نمیخوام وقت جون دادن با بابا چشم تو چشم باشی
نباید حس کنه بابات داری از درد میپاشی
منم یه مادرم خوندم سوال توی چشماتو
میپرسی واسه چی محکم میبندم دست و پاهاتو
نمیخوام جیگرش آب شه نمیخوام دق کنه مادر
سه شعبه که گلوتو زد تو دست و پا نزن اصغر
دیگه باید بری مادر دیگه وقت رجزهاته
برو کاری بکن عالم بفهمن حق با آقاته
منم تو خیمه میمونم نخواد شرمنده شه بابات
سفارشام یادت باشه برو دست علی همرات
خدایا میدونی دارم میمیرم
خدایا پریشونمو سرگردون
خدایا شده اگه حتی یک بار
علیمو به من برگردون
*اصلاً داستان این بود اینکه علی اصغر خودشو از گهواره رو زمین انداخت یه ماجراست، از طرفی هم ارباب ما آمد دم در خیمه صدا زد..بچهمو بدید با علیم خداحافظی کنم..دیگه خودش میخواست بره میدان، یه تحملی کرد، فرمود: برم اتمام حجت کنم شاید به این بچهها بدن، رفت میدون حالا مادر داره میبینه*
دارم از گوشه پرده میبینم حنجرت پاره است
میون خیمه و میدون بابات از شرم آواره است
دلم میخواد برم میدون بگم فدا سرت آقا
هزار تا اصغرم داشتم میکردم پرپرت آقا
علی اصغرم
شهادت بهت میاد عمرم
چقدر خوشگل شدی اصغر
تورو با تیر زدن یا تیر
سرت بنده به مو مادر
لبات زخمه چشات زخمه
حالا هم که رگات زخمه
ننه خاک بر سرم ای وای
چرا دست بابات زخمه
نگو تیر از گلوت رفته به دستای بابات خورده
الهی من بمیرم که سه شعبه به آقات خورده
گلِ رو گونههات مثل گل آتیش شده انگار
الهی بشکنه دستت گلوت ریش ریش شده انگار
*گفت علی اصغرم..*
دنیا آنقدر نامردی در حقمون کرد
توی این بیابونا آوارمون کرد
میدیدم از خیمهها اشکای باباتو
غربت بابات حسین بیچارمون کرد
آخ روی ای لبای خشکیدت
ننه دعای بارونه
آخ ننه تنت آتیشه
ننه صدات بی جونه
عمو جونت میاد حالا
نفس ای کاش بیاد بالا
چشاتو روی هم بگذار
ننه رودُم ننه لالا
«ای وای حسین»
برچسب ها
- شور زیبا _ امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام به نفس کربلایی حسین طاهری
- روضه و توسل
- گریز مداحی
- متن شعر مداحی
- سرود و شور زیبا _ امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام _ کربلایی محمد الفصولی
- دانلود مداحی
- گریز روضه
- Core.Group.Add
- شعر روضه
- روضه حضرت علی اصغر
- حضرت علی اصغر امام حسین
- روضه جانسوز
- متن روضه
- سیستم آموزش
- آموزش مداحی
- آمد آمد حجت داور
- متن روضه حضرت رباب
- دانلود روضه
- Cms.Content.GetItem
- Core.Language.Set
- حاج محمود کریمی
- حاج محمودکریمی
