نمایش جزئیات

رسیدم اشک ریختم ... روضه و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام علیه السلام اجرا شده شب هشتم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌محمود کریمی

رسیدم اشک ریختم ... روضه و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام علیه السلام اجرا شده شب هشتم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌محمود کریمی

رسیدم اشک ریختم غصه خوردم
 اگر زینب نمی‌اومد می‌مردم

خودم تعداد خنجردارها
با اعضای علی اکبر شمردم

تمام لشکر و تجهیز کردن
تمام خنجرها رو تیز کردن

تورو با چنگ و دندون حفظ کردم
تورو با چنگ و دندون و ریز کردن

آی می‌ریزه از گلو خون شره شره
رو خاک‌ها ریخته زلف طُره طُره

خداوند خلیل الله دیدی
یه خنجر دستشون نیست که نبُرّه

همه شک به مسلمانیش کردن
زدن با شمشیرا خونیش کردن

بگین چشماشو اسماعیل ببنده
شبیه گوشت قربونیش کردن

از اون اکبر فقط یک راز مونده
نگم مونده که با اغماض مونده

مثل باز اومدم مبهوت موندم
با این زخما دهانم باز مونده

اثر از چشم دریاش نیست اینجا
نشون از قد و بالاش نیست اینجا

چشاش بالا و ابروهاش پایین
چرا هیچی سر جاش نیست اینجا

پا اینجا دست اونجا پیکر اینجا
کلاه آهنیش اونجا سر اینجاس

علی رو پخش کردن اکبر و پخش
علی اونجاست اما اکبر اینجاست

بدن اونجا سر اینجا پیرهنش نیست
نه امیدی به احیا کردنش نیست

بنی هاشم زمینو خوب بگردین
هنوز خیلی از اعضای تنش نیست

زمینو خوب بگرد عباس داداش
چیزی از جسم اکبر جا نمونه

 

نظرات

در حال بارگذاری...