نمایش جزئیات

می روی وتمامِ ... روضه و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام علیه السلام اجرا شده شب هشتم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌محمود کریمی

می روی وتمامِ ... روضه و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام علیه السلام اجرا شده شب هشتم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌محمود کریمی

می‌روی و تمامِ بابا را با خودت می‌بری
تحمل کن می‌روی از برم
ولی قدری این دم آخری تحمل کن

تشنه از جنگ آمدی اما
تیغت از خون خصم سیراب است
از سبوی عطش
به خاطر من جرعهٔ دیگری تحمل کن

بر تنت شعله حرارت را
از زبان‌هایشان جسارت را

*دیدن حریف نمی‌شن طبق رسمشون دوباره شروع کردن از دور دامن‌ها رو پر از سنگ کردن، باران سنگ شروع شد. بلانسبت محبین تصور کن من اینجا ایستادم همه شروع کنن زنگ بزنن دست بالا میومد دفاع کنه هی نزدیک شدن به یاد امیرالمومنین افتاد حسین وقتی شمشیر به فرق مبارکش خورد. به یاد مادر افتاد حسین وقتی نیزه به پهلوی نازنینش خورد. وقتی دست علی اکبر دور گردن اسب افتاد آمد یه نانجیبی آمد دیگه اسب ندید دهنه اسبو گرفت برد وسط لشکر هر کی رسید یه ضربه دو ضربه بدن پاره پاره شد*

بر تنت شعله حرارت را
از زبان‌هایشان جسارت را
سنگ باران این جماعت را
بس که پیغمبری، تحمل کن

لحظه‌ای که عمود می‌آید
لحظه‌ای که فرود می‌آید
سر تو روی شانه می‌ریزد
تو به عالم سری، تحمل کن

نانجیبی که دست او تیغ است
آمده داغ بر دلم بزند
آمده کوچکت کند اما
تو علی اکبری، تحمل کن

زیر سم‌های اسب رفته‌ای و
استخوانی نمانده در بدنت
دست و پا کم بزن عزیز دلم
می‌رسد خنجری، تحمل کن

ای خرامان رفته در خون خفته کمتر ناز کن
اکبرم، جان رقیه چشم خود را باز کن

«یا علی یا علی یا علی یا علی»

 

نظرات

در حال بارگذاری...