نمایش جزئیات

می گیرم از چشمام ... سینه زنی و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام علیه السلام اجرا شده شب هشتم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌محمود کریمی

می گیرم از چشمام ... سینه زنی و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام علیه السلام اجرا شده شب هشتم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌محمود کریمی

می‌گیرم از چشمام اشکا رو
می‌بینم مرگ رویاها رو
راهی کردم از زیر قرآن
علی و زهرا و طاها رو
زینب ببین این قد و بالا رو
بیا ببین این سرو رعنا رو

«جانم علی اکبر جانم جانم»

می‌بینم تشدید گردبادُ
دیدم کلاه‌خودش افتادُ
پراکنده کرده این گردباد
برگای این سرو آزادُ

زینب ببین آوار طوفانُ
این تقطیع آیات قرآن
جانم علی اکبر جانم جانم 

خزون پُر از گلبرگ و
 این فواره‌های خون افشانو
جانم علی اکبر جانم جانم

تو ثواب ذبحت شرکت دادن
هر نیزه و شمشیر و پیکان
جانم علی اکبر جانم جانم

تو اردوی دشمن برپا کردن
مهمونی تیغای برّانو
جانم علی اکبر جانم جانم

زینب ببینه جدش حیدر
نوه شاه مردان
جانم علی اکبر جانم جانم 

وقتی که سرخ شد جعد مشکین
بی تعادل شد بالای زین 
پرتلاطم شد موج گیسوش
شمشیرا می‌رفت بالا پایین
حالا چه جوری آیاتش رو 
پیدا کنم از خاک خونین
عبا بیارین گلبرگ بردارین
اینجا توی میدون گل ریزونه

حال منو بابا کی می‌دونه
جیگرم و داغت می‌سوزونه
عبا بیارین گلبرگ بردارین
اینجا توی میدون گل ریزونه

میوه دلم افتاد از شاخه
جوون رشیدم غرق خونه
عبا بیارین گلبرگ بردارین
اینجا توی میدون گل ریزونه

بابا این جسم ارباً اربا رو
چه جوری به خیمه برگردونه
عبا بیارین گلبرگ بردارین
اینجا توی میدون گل ریزونه

چه جوری اگه پیداشون کردم
بردارم با دستی که لرزونه
عبا بیارین گلبرگ بردارین
اینجا توی میدون گل ریزونه

می‌خوام برم دنبال گلبرگات
ولی دیگه زانوهام بی جونه
عبا بیارین گلبرگ بردارین
اینجا توی میدون گل ریزونه

از تن پراکنده ات اعضایی
برا همیشه اینجا می‌مونه
عبا بیارین گلبرگ بردارین
اینجا توی میدون گل ریزونه

نظرات

در حال بارگذاری...