نمایش جزئیات

عشق تو را ... روضه و توسل به باب الحوائج حضرت مسلم ابن عقیل علیه السلام اجرا شده شب اول محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ محمد رضا طاهری

عشق تو را ...  روضه و توسل به باب الحوائج حضرت مسلم ابن عقیل علیه السلام اجرا شده  شب اول محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ محمد رضا طاهری

عشق تو را به قیمت جان می خرم حسین
بالای دار نام تو را می برم حسین

با دست بسته و لب پاره به روی دار
کوفه میا شده سخن آخرم حسین

گفتم سر تو باد سلامت به کوچه ها
هرچه زدند سنگ جفا بر سرم حسین

از آن همه سپاه دل شب کسی نشد
یک تن به غیر پیره زنی یاورم حسین

* نماز مغرب، این همه آدم پشت سر مسلم؛ نماز عشاء نگاه کرد دید فقط ده نفر. ده نفرم یکی یکی از این کوچه‌ها فرار کردن. یه لحظه خودشو دید، تنهای تنها وسط کوچه ها. خدا کدوم درِ خونه رو برم بزنم؟ خسته، تکیه داده به یه دیوار خونه ای. دید در باز شد، یه خانمی بیرون اومد منتظر پسرشه. گفت آقا اینجا چیکار می‌کنی؟ گفت غریبم! برو! زن و بچه ات منتظرن. هیچی آقا نگفت. گفت یه مقدار آب داری به من بدی؟ رفت آب آورد، گفت آب‌و نوش جون کردی برو. خوب نیست جلو درِ خونه من ایستادی. گفت من کسیو ندارم، کجا برم؟ گفت کی هستی؟ گفت من سفیر حسینم. گفت تو مسلمی؟ بله! چرا تنهایی؟ ظهر این همه سپاه دور و برت بود. گفت...*

روز بر دامن من پیوستند
شب درِ خانه به رویم بستند
روز بر دامن من چنگ زدند
شام از بام مرا سنگ زدند

* گفت خودم کنیزی ات رو میکنم. تشریف بیار منزل ما. تا فردایی که این نانجیبا فهمیدن مسلم تو خونه طوعه ست؛ سپاهی به نامردی آوردن، هیچکسی حریف جنگ تن به تن مسلم نبود. گودال سر راهش کندن. اما وقتی تو گودال افتاد میگفت حسین. همه چیو با خبره. میخوام بگم مسلم! تو کوچه گیر افتادی، اما تو یه مرد بودی. من بمیرم برا اون خانمی که تو کوچه گیر افتاد. گفت...*

بردم پناه، هرچه به دیوار بیشتر
او پیشتر رسید و ...

* فقط این نبود نانجیب راهو به فاطمه ببنده. جلو بچش، چنان دستاشو بالا آورد! وای مادرم! بگو آقاجان! ما عاشورا هم برا روضه مادرت گریه میکنیم...*

خواهی اگر به کوفه بیایی بیا ولی
همراه خود میار تو اهل حرم حسین

* مسلم از این میترسه...*

ترسم که هتک حرمت زینب شود میا
اینجا که بوده خواهر تو محترم حسین

* این زنه با وفا آب‌و به لبهای مسلم رسوند. حتما اینجا رو داره میگه؛ چون موقع شهادت هرچی آب رو بردن نتونست بخوره برگردوندن. گفت...*
 
دادند آب گرچه به لبهای خشک من
در فکر تشنگی علی اصغرم حسین

* اشک های ما رو می برن محضر رسول خدا، محضر حضرت زهرا سلام الله علیها! به محضر این دو بزرگ می برن، ارائه میکنن. بعد حضرت یکی یکی برا دوستان و شیعیان دعا میکنه. این شبا حضرت زهرا صیحه میزنه. کمترین کاری که من و تو میتونیم بکنیم ناله زدنه. حسین...*

راس بریده ام به سر نیزه ها زدند
شکر خدا ندید دگر دخترم حسین

در فکر سُمّ اسب و تن بی سر توأم
در کوچه ها کِشَند اگر پیکرم حسین

* " صلی الله علیک یا سیدنا المظلوم یا اباعبدالله... صلی الله علیک یا سیدنا العطشان یا اباعبدالله"*

شب های جمعه دلم غرق آهه
زهرای مرضیه تو قتلگاهه 
با ناله میگه بُنَیَّ بُنَیَّ
این کشته لب تشنه و بی گناهه

آه! حسینم چرا سر نداری
آه! بمیرم که مادر نداری

«وای حسینم حسینم حسینم »

نظرات

در حال بارگذاری...