نمایش جزئیات

آسمون‌خم شد ... زمزمه و توسل به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب اول محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ محمد رضا طاهری

آسمون‌خم شد ... زمزمه و توسل به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام  اجرا شده شب اول محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ محمد رضا طاهری

آسمون خم شد
 سیاهی بازم رنگ عالم شد
به زهرا بگید باز محرم شد 
ای وای

دود اسپنده 
که میشه از امشب پراکنده
دیگه صاحب الأمر نمی‌خنده
ای وای

اشک عزاداری جاری کنید
حضرت زهرا رو یاری کنید
دست ما دادن پرچمشو 
آی جوونا پاشید کاری کنید

هست هیاهوی گودال
برید، پر کنید عالمینو
آب بدید دست مردم 
بگید، تشنه کشتن حسینو

«آی حسین غریبم آقام
ای حسین غریبم»

تو بیابونی
میای کوفه با قصد مهمونی 
تو که نیت هاشونو می‌دونی 
برگرد 

*از مدینه که اومد هی گفتن آقا! می‌خوان بکشنت. حضرت فرمود می‌دونم. جدم به من همه رو گفته. پس زن و بچه رو نبر! فرمود جدم گفته می‌خوام اینا رو هم اسیر ببینم خدا میخواد اینا رو اسیر ببینه...*

مردم آزارن 
واسه قافله ات نقشه‌ها دارن
برای سرت جایزه میذارن

*اینایی که من دیدم اینطوری ان...*

محض یه مشت گندم سر می‌بُرن
 نون می‌زنن توی خون می‌خورن

 بچه‌ای رو که بابا نداره 
دست یه مشت قاتل می‌سپرن

 ترس مسلم برای
تو و مقتل و نیزه‌ها نیست 

*آقا دردم اینه...*

زن توی کاروانه
نیا، کوفه جای اونا نیست 

« یا حسین یابن الزهرا! حسین
 یا حسین یابن الزهرا» 

نظرات

در حال بارگذاری...