نمایش جزئیات

این همه لشکر ... زمزمه و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام اجرا شده شب هشتم محرم۱۴۰۴ به نفسِ حاج‌محمد رضا طاهری

این همه لشکر ...  زمزمه و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام اجرا شده شب هشتم محرم۱۴۰۴ به نفسِ حاج‌محمد رضا طاهری

این همه لشکر
تو اینجا چیکار می‌کنی خواهر
میون یه مشت جانی کافر
ای وای

بین نامحرم
پیش این تن درهم و بر هم
دویدی که باشی کمک حالم
ای وای

* زینب جان! مشکلم دو تا شد...!*

اکبرمو به خیمه ببرم
یا تو رو برگردونم به حرم

* نگاه کن...*

دور من و تو که کف می‌زنن
دنیا خراب میشه روی سرم

* مدد از علی گرفت...*

غیرت الله بابا
ببین، عمه از پا نشسته
دست و پاهام میلرزه 
پاشو، ای عصای شکسته

«میوه قلب بابا علی، میوه قلب بابا»

از پا افتادم

* با کی داره میگه...؟*

ندیدی چه کردند با اولادم 
برس با جوونا به فریادم
عباس

خوبه لیلا نیست
چشام تاره و هیچی پیدا نیست
دیگه بردنش کار بابا نیست 
عباس

* قاسمو بردم، بچه های زینبو بردم، همه شهدا رو خودم بردم. چرا کار من نیست...؟*

روی عبا چیدم دونه دونه

* عباس جان! زحمتش با تو...*

بشماریدش چیزی جا نمونه 
تابوت بچم شد آخرشم
این که یه عمر انداختم روی شونه

کاش می‌مُردم نمی‌دید 
چشام، این همه ریخت و پاشو 
کاشکی تشییع می‌کردید
حالا، بعد اکبر باباشو

《 میوه قلب بابا علی، میوه قلب بابا 》

* من به دو سه تا روضه، حساسیتی که دارم اینه. اونجایی که به ارباب تون بلند بلند می‌خندن، باید بلند بلند ناله بزنید. چرا که تو این دو تا روضه آوردن " فبکا بکاء عالیا" حسین بلند بلند داد می‌زد. حسین...*

نظرات

در حال بارگذاری...