نمایش جزئیات

چشم های منتظر ... مناجات و توسل به آقا صاحب الزمان روحی له الفدا اجرا شده شب نهم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌محمد رضا طاهری

چشم های منتظر ... مناجات و توسل به آقا صاحب الزمان روحی له الفدا اجرا شده شب نهم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌محمد رضا طاهری

چشم های منتظر، دوباره یک نگاه کن
مرا به پرچم عزا بیا و سر به راه کن

* شب نهم آقاجان! خیلی بده نوکر، یه دهه بیاد در خونه شما، یه قدمم به سمت شما نیومده باشه...*

اگر که اشتباه من، مرا ز تو جدا کند

* برا شما که کاری نداره...*

بیا به لطف خود مرا، جدا از اشتباه کن

پناه می‌دهی مرا، به زیر خیمه حسین
که روضه دعوتم کن و راهی جان پناه کن

* جان پناه کجاست...؟*

دوباره بیقراری صحن علمدار حسین
مرا دوباره اربعین، زائر بارگاه کن

رسیده ام دوباره در روضه ماه علقمه
به گریه کن های عمو دوباره یک نگاه کن

"یا کاشف الکرب عن وجه الحسین"

شنیده ام هزار تیر به پیکرش نشسته است

* چهار هزار تیرانداز حرفه ای رو آوردن گذاشتن دم شریعه. اون قد و قامت رشید رو، این چهار هزار تیرانداز اگر تیراندازی کرده باشن، بیخود نیست، اون عبارتی که حضرت گفتن اصلا نمیخوام بگم، اما از هر طرف نگاه میکردی پر از تیر بود این بدن...*

روضه بخوان و شرح این جنایت سپاه کن

* امشب، تو این روضه یه نفرم نباید آروم باشه. چون صدای گریه ابی عبدالله بین فوج هلهله ها داره میاد. این "فبکا بکاء عالیا " رو کنار بدن علی اکبرم نوشتن. اما اینجا یه عبارت دیگه ای رو کنار بدن علی اکبرم ننوشتن. میگن تا ابی عبدالله اومد کنار بدن عباس "بانَ الانکسار فی وجهی" یه مرتبه انگار ارباب تون کنار بدن ابالفضل پیر شد. همچین که دست به کمر گرفت، دیگه نتونست کمر راست کنه. گفت "الان انکسر ظهری" عباس! دیگه کمرم شکست. ازین حیث این روضه اینقدر مهمه، که از اینجا روضه اسارت دیگه شروع شد. یه نفر کنار این دو برادر داشت داد می‌زد. همینطور که ابی عبدالله خم شده بود کنار بدن، گفت آی سید هاشمی! دیگه علمدارتم افتاد. از یه طرف دیگه یکی داد می‌زد گفت هرکی میخواد دیگه بره سمت خیمه ها...*

نظرات

در حال بارگذاری...