نمایش جزئیات
عباس من! ... روضه و توسل به حضرت عباس علیه السلام اجرا شده ظهر نهم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاجمحمد رضا طاهری
رفتی و این ماجرا را، تا فصل آخر ندیدی
عبّاس من! دیدی امّا، مانند خواهر ندیدی
آن صورت مهربان را، محبوب هر دو جهان را
وقتی غریبانه میرفت، بییار و یاور ندیدی
آری در آوردن تیر، بیدست از دیده سخت است
امّا در آوردن تیر، از نای اصغر ندیدی
* عباس من! عزیز دلم...!*
شد پیش تو ناامیدی، تیر نشسته به مشکت
مثل من اطراف عشقت، انبوه لشکر ندیدی
* ندیدی عباس...!*
بر گودی گرم گودال، خوب است چشمت نیفتاد
چون چشم ناباور من، دستی به خنجر ندیدی
دلخونی اما برادر، دلخونتر از من کسی نیست
آخر تو بر خاک صحرا، مولای بیسر ندیدی
#شاعر: قاسم صرافان
* ان شاءالله قسمت بشه تو حرم آقامون،قمر بنی هاشم، اونجا روضه گوش کنیم روضه بخونیم، اونجا عزاداری کنیم. مرحوم سید قزوینی، تو روضش، معمولا رسمش این بود، اگر کسی میومد، روضه خون میومد، خودش روضه نمی خوند. خادم حرم ابالفضل بود و، ادبو رعایت میکرده. شیخ خراسانی اومدش. گفت آقا برو منبر! صحبتها رو کرد روضه خوند. "صلی الله علیک یا ابالفضل العباس" شروع کرد روضه تیر زدن به چشم نازنین قمر بنی هاشم رو خوندش. وقتی اومد پایین، سید گفت بابا! چرا هر روضه ای میخونی؟ روضه هایی که زیاد مستند هم نیست. شیخ گفتش که آقا! روضه که خوندم مستنده. اما اینجا حرم عباسه. منم ادب میکنم، هرچی شما بگی من نوکر شما هستم. اومد از منبر پایین رفت. دیگه اینجا ناقل روضه خود سید قزوینیه. میگه در عالم رؤیا شب خواب عموم قمر بنی هاشم رو دیدم. سلام کردم با آقا. آقا! جواب سلاممو داد اما دیدم خیلی از دستم ناراحته. گفتم آقا! من جسارتی کردم؟! من یه عمرِ نوکر شمام، خادم شمام. بی ادبی از من سر زده؟ فرمود سید مگه تو بودی ببینی علقمه با من چه کردن؟ فرمود سید! روضه ای که شیخ خوند، خودم تکمیلش میکنم. وقتی تیر به چشمم زدن، دیگه دست در بدن نداشتم. بخوام تیرو از چشمم بیرون بیارم، سرمو پایین آوردم. میخواستم تیر داخل چشمو مابین پاهام بذارم بیرون بکشم، یه وقت نانجیبی عمود آهن زد بر سرم. جایی دیگه آقا فرمود آخه هرکسی میخواد از بلندی رو زمین بیفته اول دستهاشو جلو میاره. به گریه کنای من سلام منو برسونید بگید وقتی عمود بر فرقم زدن، دست در بدن نداشتم. میگن با صورت رو زمین افتاد. اما اگه مادرش زهرا چادر پهن کرده باشه...*
نگهبان حرم عباس
امید لشکرم عباس
پناه خواهرم عباس
تو را دارم چه غم دارم
اباالفضل علمدارم
چِسان جسم تو بردارم
چِسان رو در حرم آرم
تو را دارم چه غم داره
اباالفضل علمدارم
«ابوفاضل ابوفاضل ابوفاضل ابوفاضل»
برچسب ها
- گريز مداحي
- متن روضه تاسوعا
- روضه جانسوز
- دانلود متن مداحي
- روضه و توسل
- متن روضه حضرت قمر بنی هاشم
- Core.FaqItem.Save
- عید عدالت
- متن روضه شب9 محرم
- مدح و توسل_میلاد مولای عالم حضرت علی ابن ابیطالب علیه السلام _ کربلایی محمدحسین پویانفر
- Core.DashboardMenu.Save
- دانلود متن روضه
- متن شعر مداحي
- شعر روضه
- متن روضه حضرت اباالفضل
- متن روضه
- گريز روضه
- تنظیمات
- تاسوعا
- مدح زیبا_میلاد مولای عالم علی ابن ابیطالب علیه السلام _ کربلایی حسین طاهری
- محمد رضا طاهری
- حاج محمد رضا طاهری
