نمایش جزئیات
با دختران خسته ات ... روضه و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب دهم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاجمحمد رضا طاهری
با دختران خسته ات امشب وداع کن
با نجمه و رقیه و زینب وداع کن
با ما وداع میکنی امشب برای چه؟
بستی گره به معجر زینب برای چه؟
این بغض را به سینه ما جمع میکنی
از روی خاک، خار چرا جمع میکنی؟
فرموده است مادرمان تا ببوسمت
فردا که وقت نیست بمان تا ببوسمت
باید ادا کنم سخن مادر تو را
میبوست گلوی تو را حنجر تو را
* با همه اهل حرم مثل فردا خداحافظی کرد. همه رو دلداری داد. هنوز چند گام با ذوالجناح بیشتر نرفته یه وقت دید صدا ناله اش میاد. " مهلا مهلا یابن الزهرا" ابی عبدالله برگشت. عزیز دلم! زینبم! قربونت برم! مگه نگفتم تو خیمه بمون. صدا زد داداش دست خودم نیست. وصیت مادرم بود، باید عمل میکردم. از اسب پياده شد. صدا زد اون لحظه های آخر مادر منو در آغوش گرفت. گفت کربلا نیستم، از جدم شنیدم فقط تو با حسینمی. عوض مادر باید یه کاری رو انجام بدی. اون لحظه های آخر، بجای من زیر گلوی حسینمو ببوس. وصیت رو انجام داد. اما هنوز برا زینب این معما حل نشده! چرا مادر نگفت پیشونیش رو ببوس؟! چرا نگفت دستشو ببوس؟! چرا نگفت سینه شو ببوس؟! تا اون لحظه ای که اومد بالا تل زینبیه، دید نانجیب، خنجرو رو حنجر برادر گذاشت*
امشب دل همه نگران من و تو هست
فردا غروب شمر میان من و تو هست
فردا غروب روی تنت جای بوسه نیست
بر جای جای پیرهنت جای بوسه نیست
فردا غروب پیکر تو زیر نیزه هاست
پیراهن شریف تو درگیر نیزه هاست
فردا غروب دور تو جنجال می کنند
جمعیتی روانه گودال می کنند
من میدوم به مقتل و راهم نمیدهند
بعد از تو بی پناه، پناهم نمیدهند
تو آه میکشی و جوابت نمیدهند
من التماس میکنم، آبت نمیدهند
فردا غروب حرمله گستاخ میشود
با خشکی گلوی تو سر شاخ میشود
فردا غروب شمر روی سینه ی تو و
سنگ است میخورَد روی آیینه تو و
فردا محاسن تو بدستان قاتل است
زینب میان حلقه جمعی اراذل است
فردا غروب دور حرم طبل میزنند
بر اسب های تازه نفس، نعل میزنند
فردا غروب موی رقیه چه میشود؟
خیمه پس از عموی رقیه چه میشود؟
فردا غروب مادر ما بین مقتل است
خنجر میان پنجه قاتل معطل است
* هرکسی امشب یه جوری رجز خونده تو خیمه حسین. اونایی که امشب تو خیمه ابی عبدالله جمع شدن اینجا، موقع رجزخوانی، باید صداشونو به حضرت زینب علیهاالسلام برسونن؛ دل زینب آروم بگیره. دل تو دل زینب نیست. چون آخرین باری که حضرت فرمود، هرکی میخواد بره، بره، اینا فردا با من کار دارن. بیعتم رو برداشتم. بی معرفتا یکی یکی دور حسینو خالی کردن. اونایی که باید میرفتن رفتن. اما حضرت به اینم کفایت نمیکنه. فرمود شما هم که ایستادید برید، عباس اول به تو میگم. دست زن و بچمو بگیر برو. گفت قربونت برم، یه عمری مادرم منو برا یه همچین روزی تربیت کرده. حسین جان! چرا به غلامت اینطوری حرف میزنی؟! من برا غلامیِ تو اومدم. مسلم بن عوسجه یه طرف، زهیر، حسین جان یدونه ازون نگاه ها به ما هم بکن آقا. اگه تو بخوای میشه این بده رو هم خوبش کنی. چنان رجزی زهیر خونده که مثلش نیست. گفت آقاجان! هزار بار اگه منو بکشن آتیشم بزنن، خاکسترمو به باد بدن، بازم اذن پیدا کنم دور سرت میگردم. خیالش که حضرت، از همه اینها راحت شد، مابین انگشتشو باز کرد، فرمود حالا بیاید جایگاه تونو فردا تو بهشت نگاه کنید. هی یکی یکی اومدن. رسید به حبیب، آی قربونش برم! تا رسید به حبیب، نگاه نکرده انگشتای حسینو بست. گفت بهشت من تویی آقا!..آقا! من اونجایی خوشم که تو باشی دورت بگردم، به من چیزی نشون نده. فقط به من بگو با تو هستم دورت بگردم. همه رو عمه سادات داره میشنوه. خیمه ها نزدیک همه! ابی عبدالله اومد تو خیمه زینب، یه نگاه به خواهر کرد، دید زینب خیلی بی قراره. داره اشک میریزه. صدا زد حسین جان همه حرفاتو شنیدم. یعنی شب آخر ماست داداش*
برچسب ها
- مدح زیبا _ میلاد حضرت امام محمد باقر علیه السلام _حاج محمد رضا طاهری
- روضه و توسل
- براي امام حسين
- شعر روضه
- متن شعر مداحي
- مناجات و دعا _کربلایی مهدی رسولی
- روضه جانسوز
- تنظیمات
- عید عدالت
- روضه قتلگاه
- متن روضه
- گريز روضه
- گريز مداحي
- روضه جانسوز _ امام هادی علیه السلام _ سید مهدی میرداماد
- آمد آمد حجت داور
- متن روضه شب 10 محرم
- اباعبدالله الحسين
- متن روضه برای روز عاشورا
- متن شعر و روضه به همراه سبک
- متن روضه امام حسين
- محمد رضا طاهری
- حاج محمد رضا طاهری
