نمایش جزئیات
بر آن شهید غریب... روضه و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده ظهر دهم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاجمحمد رضا طاهری
بر آن شهید غریب به خاک و خون غلطان
رواست چشم جهان تا ابد شود گریان
چرا که گریه کند روز و شب امام زمان
روایت است که چون تنگ شد بر او میدان
بماند از حرکت ذوالجناح و از جولان
نه قلب اهل حرم تاب آن مصیبت داشت
نه چشم های عطش خیز خواب راحت داشت
نه آن امام دگر یاوری به غربت داشت
نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
نه سيدالشهداء بر جدال طاقت داشت
هجوم نیزه و شمشیرها فزون گردید
صدای هلهله از شش جهت برون گردید
زمین به لرزه درآمد به رنگ خون گردید
هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید
ز خاتم همه پیغمبران نگین افتاد
شکوه قامت آن محشر آفرين افتاد
ز جمع آل کسا نور پنجمین افتاد
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد
بلند مرتبه شاهی و پیکرت افتاد
همین که پیکرت افتاد خواهرت افتاد
تو نیزه خوردی و یکبار بد زمین خوردی
هزار مرتبه زینب برابرت افتاد
* چیزی نمونده...*
همین که از طرف جمعیت دو تا چکمه
رسید اول گودال مادرت افتاد
قلب سیاهش نور را انکار می کرد
با قصد قربت با خدا پیکار می کرد
روی زمین در بین گودال آب می ریخت
* هرچی میگفت آه جیگرم! نانجیب آبها رو دور گودال رو زمین می ریخت...*
وقتی عطش چشم حسین را تار میکرد
* اگه قرار باشه روضهی من همین به بیت باشه بَستِه...*
از بوسه گاه مصطفی خنجر حیا کرد
خنجر نمی برّید، شمر اصرار می کرد
* آخرم خود ارباب کمکش کرد. گفت نانجیب! بیهوده تلاش نکن! اینجا بوسه گاه مادرمه...*
در بین گودال، آسمان را پشت و رو کرد
طاق فلک را بر زمین آوار می کرد
خنجر نمی برّید، ضربه، ضربه، ضربه
تکرار هی تکرار هی تکرار می کرد
چیزی به روی لب حسین می گفت انگار
شاید برای شمر استغفار می کرد
شاعر: علی اصغر شاهسنایی
«حسین حسین ای تشنه لب حسین»
آن دم بریدم، من از حسین دل
آمد به مقتل، شمر سیه دل
او میدوید و من میدویدم
او سوی مقتل، من سوی قاتل
او مینشست و من مینشستم
او روی سینه، من در مقابل
او می کشید و من می کشیدم
او خنجر از کین، من آه از دل
او میبرید و ...
* حسین حسین...*
* انگار همه دور گودال، کور و کر بودن. کسی نمی دید ارباب داره دست و پا میزنه. کسی صداشو نمی شنید. یه نفر، فقط یه نفر اونم به اذن ابی عبدالله بود. از هر طریقی آقای ما میخواد دستگیری کنه ازین نانجیبا. هرچی اومد حرف براشون بزنه، هی هلهله میکردن. صداشو نشنون. حتی ازون نانجیبی که رو سینش نشسته بود میخواست دستگیری کنه. آقا فرمود برگرد از همین راه. منه حسین بهت وعده میکنم. کنار حوض کوثر، بابامو ملاقات کنی. واسطه منه حسین. گفت به من وعده نسیه میدی؟ این همه اومدم وعده مو نقد کنم برم. امروز تا، سر از بدنت جدا نکنم... این هم به اذن ابی عبدالله انگار، گوشاش داشت می شنید. حسین گفت آه جیگرم! گفت هرچه بادا باد! میرم یه مقدار آب میارم لحظه آخر. هلال میگه سپرمو پر از آب کردم. نزدیک گودال شدم. یه وقت دیدم اون نانجیب داره از گودال بیرون میاد. لباسها غرق خونه. اما بدنش داره میلرزه. گفت کجا داری میری هلال؟ گفت دارم آب می برم! گفت بيهوده زحمت کشیدی. دامن عربی رو کنار زد، سر ابی عبدالله رو، رو دست گرفت. گفتم نانجیب! تو که کارتو کردی. چرا بدنت داره میلرزه. گفت هلال! گوشه گودال، یه زنم نبود. اما لحظه های آخر یه صدایی میومد. " بُنَیَّ بُنَیَّ قتلوک عطشانا "*
برچسب ها
- متن شعر مداحي
- روضه قتلگاه
- اباعبدالله الحسين
- روضه و توسل
- روضه جانسوز _ امام هادی علیه السلام _ سید مهدی میرداماد
- روضه جانسوز
- شعر روضه
- متن روضه شب 10 محرم
- متن روضه
- متن روضه برای روز عاشورا
- متن شعر و روضه به همراه سبک
- مدح زیبا _ میلاد حضرت امام محمد باقر علیه السلام _حاج محمد رضا طاهری
- گريز مداحي
- آمد آمد حجت داور
- عید عدالت
- تنظیمات
- مناجات و دعا _کربلایی مهدی رسولی
- متن روضه امام حسين
- براي امام حسين
- گريز روضه
- محمد رضا طاهری
- حاج محمد رضا طاهری
