نمایش جزئیات

بی تن افتادی ... زمزمه و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب شام غریبان۱۴۰۴به نفسِ حاج‌محمد رضا طاهری

بی تن افتادی ... زمزمه و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب شام غریبان۱۴۰۴به نفسِ حاج‌محمد رضا طاهری

بی تن افتادی
رو خاکستر روشن افتادی
تو آتیش شبیه من افتادی
مادر

* بعضیا تازه فهمیدن روضه خون کیه...*

ای سر سوخته
بمیره برات مادر سوخته
خبر داری از خواهر سوخته
مادر

قبل غروب داشتن میزدنت 
زنده بودی پیرهن داشت بدنت
بعد غروب عریان افتاده بود
چادرمو انداختم روی تنت

اولین باره امشب
که از، زینبم خیلی دوری
جات روی پای من بود
حالا، اما کنج تنوری

«یا بُنَیَّ بُنَیَّ حسین، یا بُنَیَّ بُنَیَّ»

* حالا که روضه خون مادرشه، حقشو باید ادا کنی...*

آخ دلم خونه
همون مویی که می‌زدم شونه
حالا پنجه خورده پریشونه 
مادر

وای ازین حنجر
تازه این شب اوله ای سر
هنوز کلی راه مونده تا آخر
مادر

* حضرت زهرا روضه ها رو پیش پیش داره می‌خونه...*

مجلس اون ملعون مونده هنوز
چوب و لب و دندون مونده هنوز

* یه جا دیگه دل زهرا رو آتیش میزنه...*

کنج خرابه باید برسی
بین طبق مهمون مونده هنوز

می‌سوزونه وجوده 
منو، خاک و خون سر تو
می‌کُشه بچه هاتو
ولی، بوی نون سر تو

《 یا بُنَیَّ بُنَیَّ حسین، یا بُنَیَّ بُنَیَّ 》


* نوشتن، عمه سادات دیگه هیچ جوهره ای تو صداش باقی نمونده بود. دیگه کارهای زینب به اشاره بود. ام کلثوم کمکش می‌کرد. سکینه خانم کمکش می‌کرد. چند بار، تو تاریکی هی سرشماری کردن هی دیدن چند تا از بچه ها کمن. میگن دو تا لیف خرما آتیش زدن مسیر رو با ام کلثوم رفتن. دو تا بچه ها رو دست گردن هم دیدن. اسب ها از روی این بدن ها رد شده بودن. بدن‌های بی جانو رو دست گرفتن. حالا همه رو آروم کرد. خیلی سخت گذشت به حضرت زینب. حساب کن مثلا، رقیه خانم رو با چه سختی آروم کنن. همه رو آروم کرد یه وقت دید یه صدا ناله وای وای وای... جیگرو داره پاره پاره میکنه. اومد پشت خیمه ها دید رو خاکا نشسته. گفت رباب چرا اینطوری داری ناله میزنی؟ ببین من همه رو آروم کردم. گفت دست خودم نیست خانم! یه جرعه آب به ما دادن، تا حالا اصغر داشتم شیر نداشتم. حالا شیر دارم اصغر ندارم. هنوز صدا ناله هاش تو گوشمه. ای حسین...*

نظرات

در حال بارگذاری...