نمایش جزئیات
سرو جان به فدای... روضه و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب چهارم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج حسن شالبافان
"لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم حسبنالله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم الحی القیوم الرحمن الرحيم ذوالجلال والاکرام واتوب الیه "
*به ناله های دل امام سجاد علیهالسلام به مناجاتهای امام زین العابدین به اون آقایی که سی و چند سال بعد کربلا آب میدید گریه میکرد،آتش میدید گریه میکرداگه میدید یه مادری میخواد بچه رو شیر بده گریه میکرد.اگه میدید یه قصابی میخواد گوسفندی رو ذبح کنه میگفت:آبش دادی یا نه؟ میگفتن آقاجان چه سوالیه؟ ما مسلمانیم. سر به دیوار میگذاشت می فرمود:بابای غریب من را با لب تشنه سر از بدنش جدا کردند.به اون آقایی که وقتی ازش سوال کردن:آقا جان کجا بیشتر به شما سخت گذشت؟ حضرت سه مرتبه فرمودند:الشام الشام الشام.گفتن: آقا جان پدر شما رو کربلا به شهادت رسوندند چرا هی میفرمایید الشام؟حضرت فرمود:"کرامتا الشهاده" پوست و گوشت و استخوان ما با شهادت عجین شده اما حضرت فرمود : تا قبل از کربلا زنی از بنی هاشم به اسارت نرفته بود.بعد از کربلا عمه ما رو وارد دروازه ساعات کردند بعد از کربلا دستهای زینب و بستن .آقا جان شاید یکی از اون سختترین صحنه ها اون ساعتی بود که وارد مجلس نامحرمان شُدید.شاید سختترین لحظه اون جایی بود که سر بریده داخل تشت بود، جلو اون نانجیب شروع کرد به قرآن خواندن. یه تعبیری هست یه شاعر عربی میگه: همین جور که دومی ملعون تمام توانش و تو پاهاش جمع کرد چنان لگد به در خانه ی فاطمه زد
این نامرد هم تمام توانش و آورد تو دستش اینقدر با چوب به لب و دندان زد..
خدا به ناله های دل عمه ی امام زمان که هی میگفت:..*
مزن ظالم، حسین مادر ندارد
*به حق اون لحظه ای که دیدن امام سجاد گریه اش بند نمیاد اومد ،گفت :عزیز برادرم چرا اینجوری گریه میکنی ؟عرض کرد: عمه جان! من جای زخم نیزه رو میشناسم جای زخم شمشیر رو میشناسم،جای زخم سنگ رو میشناسم عمه جان یه زخمهایی رو بدن بابامه هلالی شکله..صدا زد: عزیز برادرم امان از اون وقتي که اسبهاشون رو نعل تازه زدن....*
سرو جان به فدای دل دریایی تان
همه رفتیم به تشییع تماشایی تان
بس که افزون شده امروز به زیباییتان
بعد از این فصل شما هست و شکوفایی تان
زیر تابوت شما زیر علم میمانیم
نسل در نسل همه پای حرم میمانیم
زیر تابوت نرفتیم که تا گریه کنیم
ما که باشیم که در سوگ شما گریه کنیم
از شما یاد گرفتیم کجا گریه کنيم
با شما بر غم شاه شهدا گریه کنیم
جایتان سبز در این روضه که گفتیم حسیـــــن
با شماییم به هر لحظه که گفتیم حسیـــــــــن
نعره ی شیعه به خوناب جگر برخیزد
یک نفر رفت اگر، چند نفر برخیزد
پدری رفت و زمین خورد و، پسر برخیزد
آنکه خود را زده بر خواب مگر برخیزد
عزت ما همه از عزت زینب باشد
غیرتی هست اگر غیرت زینب باشد
گفت ای بر سر زلفت همه دارایی ها
جمع در طاق دو ابروی تو زیبایی ها
میزند شعله مرا دیدن تنهایی ها
ای برادر به فدایت همه ی دایی ها
خواهرت آمده بار دو علمدار کشد
شاه نگذار که حتما به قسم کار کشد
از صبح هی بچه هاش و میفرستاد هی میاومدن میگفتن :دایی جان اجازه میدی ما بریم میدان ؟ابی عبدالله یه نگاه میکرد، دست به سرشون میکشید: نه عزیزان نه، شما برگردید خیمه..اومدن گریه کنان مادر هر چی اصرار میکنیم دایی اجازه نمیده بریم میدان یه نگاه کرد صدا زد: یه اسم رمز یادتان میدم جلوش ایستادید سراتون و پایین بندازید بگید:دایی جان تورو به خاطر مادرت زهرا..
به غریبی ات قسم دورت اگر میگردم
با تمام جگرم با دو پسر میگردم
تیغ بر دارم و مانند پدر میگردم
هر کسی یک نفر و من سه نفر میگردم
به تو سوگند که در رزم زبانزد هستند
دو دَم تیغِ علی ،عون ومحمد هستند
نگذار این دو بمانند خجالت بکشند
خیمه ی مادرشان را که به غارت بکشند
دق کنند از غم ما زخم جسارت، حسین
داغ شرمندگی و بند اسارت بکشند
شمر ای کاش با هر چه توان بنشیند
سر تو نه، بر سر این دو جوان بنشیند
وای از خیمه ی زینب ضربان را بردن
آه با زور دو نیزه دو جوان را بردن
تا بدوزند به هم چند کمان را بردند
تا دو سر را برُبایند سنان را بردند
عطش و خنجر و خون،زود توان میگیرد
اربا اربا شدنِ این دو، زمان میگیرد
حلقه ها بسته شد و خنجرشان بالا رفت
نیزه ها جمع شدند و سرشان بالا رفت
از دو سو از دو طرف پیکرشان
داده زهرا زِ غم مادرشان بالا رفت
*همچین بچه هاش خوردن زمین ابی عبدالله سراسیمه آمد، اما نوشته اند حتی این مادرِ شهید پرده ی خیمه رو هم کنار نزد.دو تا بچه هاش رو داره ابی عبدالله میاره لذا بعضی از تواریخ مینویسن عبدالله شوهر بی بی نبود کربلا ازش سوال کرد: زینب جان شنیدم وقتی بچه هام زمین خوردن حتی پرده خیمه رو هم کنار نزدی.. صدا زد: آره عبدالله حق داری اما ترسیدم نگاه حسینم تو نگاه من بیافته داداشم خجالت بکشه اما زینب شنیدم برا علی اکبر تا وسط میدان دویدی آره عبدالله، اگه نمیرفتم حسین رو بدن علی جون میدادآقا فرمود: «الشام الشام الشام»حضرت میفرمایند: اینها تو شام هفت بلا سر ما آوردن.اول این بود حضرت فرمود: اینها سه روز عمه ما رو پشت دروازه ساعات نگه داشتن میدونی چرا ؟ سه روز زینب را معطل کردن ،یزید لعنة الله علیه دستور داد همه شهر رو آذین ببندند.همه شهر رو آذین که بستند صدا زد :سر همه چارراهها مشروب بزارن رقاصه ها رو جمع کنند.لذا وقتی زینب رو وارد شهر کردن همه مست و لا یعقل بودن یه وقت دید یه نانجیب، هی دختر حسین رو با دست نشون میده اینها رو بردن محله ی یهودی ها دیدن یه پیرزنی پنجره ی خونش رو باز کرد گفت: چه خبره؟گفتن مگه نمیدونی یه عده که از دین خارج شدن رو دارن میارن گفت کین اینا چرا شهر رو آذین بستین؟ گفت اینها بزرگشون کیه ؟گفتن بزرگشون حسین ابن علیه گفت کدوم علی؟گفتن علی خیبر شکن گفت عه این پسر علی ابن ابی طالبه..گفتن آره پول داد یه سنگ بزرگ بیارید تو بالکن خونه م دوباره پول خرج کردگفت برید بدید به نیزه دار که سر حسین رو نیزه اشه بگو نیزه رو بیاره جلو بالکن خونه ی من ،هی اشاره میکرد عجوزه میگفت :بیا جلوتر همه نگاه ها رفت به سمت بالکن خونش دیدن خم شد یه سنگ بزرگ برداشت چنان زد به صورت حسین*
من بی وضو موی تو را شانه نکردم
*میدونی چی شد یه وقت دید سر افتاد رو زمین *
حالا به دنبال سرت باید بگردم
*این تازه دوتاش بود یا صاحب الزمان.. اینا زینب و وارد بزم شراب کردن همه دور تا دور یزید نشستند نانجیب چوب دستی رو برداشت هی به لب و دندان حسین میزد میگفت: حسین ادبت میکنم یه وقت دیدن خانم بلند شد جلو چشمهای بچه ها شو گرفت. رقیه هی میگفت عمه دارن کجا رو میزنن ؟امان امان یه جوری زد رو لبهای ابی عبدالله تنها عضوی که از ابی عبدالله از گودال سالم بیرون اومد دندونهای حسین،اما این حرامزده اینقدر با چوب به لبهای ابی عبدالله.لذا دخترش یه نگاه کرد گفت بابا لبهاتو پاره نبینم عزیزم سرت و شکسته نبینم عزیزم..بابا چرا دندونهات شکسته اینقدر با مشت تو دهان خودش زد*
«مظلوم حسین
عطشان حسین
بی کس حسین »
برچسب ها
- اباعبدالله الحسين
- عید عدالت
- روضه قتلگاه
- براي امام حسين
- روضه جانسوز _ امام هادی علیه السلام _ سید مهدی میرداماد
- روضه جانسوز
- متن شعر و روضه به همراه سبک
- متن روضه امام حسين
- شعر روضه
- متن روضه
- مناجات و دعا _کربلایی مهدی رسولی
- متن روضه شب 10 محرم
- تنظیمات
- آمد آمد حجت داور
- متن شعر مداحي
- گريز مداحي
- گريز روضه
- روضه و توسل
- دانلود روضه شب چهارم محرم
- وصل است وصف حضرت مولا به نقطه چین
- متن روضه شب چهارم
- حاج حسن شالبافان
- حسن شالبافان
- شالبافان
