نمایش جزئیات

غریبی میدونم ... سینه زنی و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب چهارم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ حسن شالبافان

غریبی میدونم  ... سینه زنی و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام  اجرا شده شب چهارم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ حسن شالبافان

روبرنگردن از من، ای حبیب من
بار بلا دیده غم نصیب من 

بذار که قربونت بشن گل پسرام 
برادرِ غریبِ من

غریبی میدونم، گناهی نداری
برات بمیرم، سپاهی نداری
 
بعد جَوونت ،علی اکبر بمیرم
 موی سیاهی نداری

برات غصه خوردم، میشد کاش میمردم 
قبول کن گلام و برات یاورانن

اینها بچه شیرن، بذار جون بگیرن
تا من سربلند شم رو پاهات بمیرن 

«برادرم حسین جان......»

میدونم و میدونی بعد کربلا
دست من و میبندن این نامحرمها
 
پس نشو راضی بمونن تا ببینن
من و یه مشتی بی‌حیا 

دلت میاد من و تو بازار ببینن؟
انگشت نما میون انظار ببینن؟

وقتی میارن من و توو رقاصه ها 
هستم گرفتار، ببینن ؟

بمونن عذابند پر از اضطرابن 
چه جوری ببینن تو بزم شرابم؟

تو ای یار مظلوم نیار خم به ابرو
چه جوری ببینن لگد خورد به پهلوم 

«برادر حسین جان ..»

نظرات

در حال بارگذاری...