نمایش جزئیات

چه اضطراب وباکی ... روضه و توسل به باب الحوائج حضرت مسلم ابن عقیل علیه السلام اجرا شده شب اول محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مهدی میرداماد

چه اضطراب وباکی ... روضه و توسل به باب الحوائج حضرت مسلم ابن عقیل علیه السلام اجرا شده شب اول محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مهدی میرداماد

*شبِ اولِ سال قمریِ، شبِ تحویل سالی که با حسین شروع میشه امام رضا فرمود: خودتون رو خوشبو کنید با استغفار که بوی بد گناه از شما دور بشه تو خود قرآن فرمود : "وابتغوا الیه الوسیله" یعنی باوسیله بیاید درِ خانه‌ی من،وسیله ای بهتر از نام حسین کجای عالَم پیدا میکنی؟مگه نفرمود: "حب الله من احب حسینا "حالا دستت رو بیار بالا بالحسین الهی العفو*

چه اضطراب و چه باکی ز آفتاب قیامت
که زیر سایه ی این خیمه کرده ایم اقامت 

شفیعِ گریه‌کنانش ائمه اند یکایک 
به این دلیل که جمع است در حسین امامت 

کسی که آه ندارد چه سود آهِ خجالت 
کسی که اشک ندارد چه سود اشکِ ندامت

*خوشبحال اونی که این گوهر گرانبها رو داره فرمود: برا هر عبادتی یه وزنی خدا معین میکنه عبادتها همه مِکیال داره حج نماز روزه خمس زکات اما یه عبادته که من و تو نمیتونیم وزنی رو براش متصور بشیم اون هم اشک چشمِ*

این سبک را دوست سنگین می‌خَرد
آب شور چشم شیرین میخَرد 

اشک یعنی آتش دل آبِ رو
در عروج و در نمازِ دل وضو

*میخوای آبرو داشته باشی باید آبِ رو داشته باشی این آبِ رو بیچاره می‌کنه، فردایِ قیامت اونی که اشک نداره سرش از خجالت پایینه فرمود: اشک نداری آه بکِش
امام رضا فرمود: خدا رحمت کنه کسی که برا جدِ ما آه بکشه تو دلت آه بکِش بگو :
آه محرم سلام آه محرم دوباره اومدم با لباسِ عزا تو دلت آه بکش آه چه سردارهایی رفتن، چه شهدایی رفتن،چه دست گلهایی محرمو ندیدن آه از این همه داغ آه بکش برا اون آقایی که دست زن و بچه اش رو گرفته میرسه کربلا.روایت میگه: شب اول قبر هی اصرار میکنه یه آه بکشم یه ناله یه یاحسین جواب میدن کَلّا 
شب اول محرم بهت عمر دادم، جون دادم، نفس دادم، خیلیا سال قبل بودن و امسال نیستن، اما به من و تو اجازه دادن یه محرم دیگه رو ببینیم*

چه نعمتی است نشستن میانِ مجلس روضه
که جبرئیل در آنجا فکنده رحلِ اقامت

 کسی که در پیِ کار حسین نیست محال است 
که پشتِ سر بگذارد صراط را به سلامت 

کسی که در کفنش تربتِ حسین نباشد 
چه خاک بر سر خود می‌کند به روز قیامت

السلام علی مَن الاجابته تحت قبة 
السلام علی مَن جعل الشفاء فی تربته 
السلام علی من الائمة من ذریته 

*سلام از ناحیه ی امام زمانه یه وقت شهدا سلام میدن یه وقت امام زمان. رزمنده مستقیم گلوله خورده بدن متلاشی شده بود، بدن یه طرف سر یه طرف دیدن لبهای این بچه رزمنده داره تکون میخوره بدن داغ بود، تازه سر جدا شده بود سریع رفتم سر رو از رو خاک برداشتم آوردم بالا دیدم داره زیر لب میگه السلام علیک یا ابا عبدالله..
خوشبحال اونایی که لحظه‌ی آخر یه نفس میخوان از خدا..امشب شب اون آقایی که بالای دارالاماره رو کرد به طرف اربابش صدا زد :"السلام علی الحسين" سلام داد به جانب سیدالشهدا و گریه کرد.هم سلام داد هم گریه کرد هم زیارت کرد هم جزو گریه کنا اسمش نوشته شد. لحظه‌‌ی آخر سلامی داده مسلم,هر سلامی یه علیک داره مگه میشه آدم به اربابش سلام بده و جواب نشنوه؟ کربلا لحظه های آخر اومد خیمه‌هاش یه نگاه کرد، دید دیگه کسی باقی نمانده اولین حرفی که زد صدا زد:
 یامسلم یاهانی یا حبیب یا زهیر  سلام مسلم و جواب داد اینه سیدالشهدا میان عاشق و معشوق این رمز و راز وجود داره
بریم در خونه ی شهید غریبی که نهم ذی الحجه به شهادت رسید. یه ماه گذشت اما سیدالشهدا نفر اول گفت: یا مسلم یادش نمیره*

سلام بر تو و بر پاره پاره پیکر تو 
به اشکِ چشم تو و خون پاک حنجر تو
 
میانِ آنهمه نامردهای مهمان کُش
فقط در آن دل شب طوعه گشت یاور تو 

هزار حیف که مثل حسین در گودال 
نبود
 تا که کند گریه بر تو خواهر تو 

درود بر لب عطشان و چشم گریانت 

*سه بار آب طلب کرد اما نوشتن هر سه بار خون لبهاش ریخت تو آب، آب رو نخورد
انگار ته دلش میدونست آقاشم لب تشنه جان میده لذا این شباهتِ مسلم به سیدالشهدا منو بسمتِ روضه‌ای برد که خیلی برکت داره.پنج تن آل عبا برا مسلم گریه کردن از پیغمبر شروع کنم، امشب پنج تن شریکِ روضه‌ی این شهید غریب بشن پیغمبر فرمود: من عقیل رو خیلی دوست دارم,من دوبار عقیل رو دوست دارم
 اول بخاطر اینکه پسر ابوطالبه برادرِ علیِ
دوم پسری از عقیل بدنیا میاد یه روزی شهیدِ محبتِ حسینِ من میشه، در راه حسینم به شهادت میرسه فرمود :مؤمنین بر مسلم گریه میکنن شباهت اولش 
پیامبر رو هم تیرباران کردند هم سنگ باران این شهید غریب هم، هم تیرباران شد هم سنگ باران شباهتش به امیرالمومنین که خیلی زیاده مسلم هم تو کوفه غریب شد، علی هم تو مدینه غریب شدامیرالمؤمنین تو مدینه یه زن شد همه کس و کارش، یه سپاه داشت اون هم یه زن به نام فاطمه مسلم هم تو کوفه یه زن اومد یه نفری ایستاد کمکش کردشباهتش به بی بی دو عالم تو شهادت خیلییه فقط یه دو نه اش رو بگم نوشتن مسلمو وسط آتیش گیر انداختن مسلم یه مرد بود وسط آتیش گیر افتاد میتونست خودش رو از آتش نجات بده اما یه مادر هیجده ساله ی باردار آخ بمیرم برات... 

*شباهتش به امام مجتبی ، 
هر دو یار نداشتن، اگه یار داشتن به این غربت نمی افتادن، امام حسن یار داشت اما حاضر بودن بفروشن امام رو, پول بگیرن امام رو به معاویه بفروشن مسلم ابن عقیل هم یار داشت هيجده هزار نفر اما اون سکه هایی که اهل کوفه رو خریدن 
یهو دید وسط کوچه ها تنها و بی یار و یاور 
اما همه اینها یه طرف شباهتش به آقاش بیچاره میکنه هر کاری کردن حریفش نشدن، مسلم حریف نداشت تو جنگ تن به تن، یه صبح تا ظهر هر کاری کردن حریف این مسلم نشدن، آخر سر با نیرنگ با توطئه مسلم و به دام انداختن، چکار کردن؟ براش گودال درست کردن مسلم و تو گودال گیر انداختن، اول شهیدی که تو گودال گیر افتاد قبل کربلا یه عبارتی میخوام بگم تابحال جایی نشنیدی
تا تو گودال گیر افتاد رو سرش نیزه ریختن، زنان نی آتیش میزدن میریختن رو سرش، 
عبارت میگه وقتی گیر افتاد" فحَملو علیهم باجمعهم"یعنی همه  دسته جمعی به سمتش حمله کردن ‌آی حسیـــــــــــــــن ... 
یه عبارتی این عبارت خیلی سخته گفتنش اما به این شهید خیلی جسارت کردن، توهین کردن، بی احترامی کردن اگه فقط سرشو جدا میکردن اینقدر شاید روضه سخت نمیشد اما مقتل میگه: بدنش رو معکوس از پا به دروازه ی شهر آویزان کردن، عرب یه رسمی داره میگه هر بدنی رو معکوس آویزان کنن از پا یه معنا داره، معناش اینه دیگه نه خودش نه خانواده اش احترامی دارن، هر کی میخواد اهانت کنه ...یا صاحب‌الزمان‌..لذا مسلم شهید توهینه ,توهین کردند به این آقا، زخم زبونش زدن، حرف ناسزا زدن، این بلا رو سر جنازه و بدنش آوردن تو کوچه های کوفه.هر چی هم توهین کنن" لا یوم کیومک یا اباعبدالله "ارباب ما رو چه جوری کشتن؟امام زمان میگه:" السلام علی من هُتکت حرمته "توهین کردن، بگم چند تا شو؟ کدوماشو بگم؟ کدوماشو طاقت داری بشنوی؟بچه شو کشتن هلهله کردن،
 جلو چشمش آب ریختن رو زمین، گفتن به حیوونهامون آب میدیم به تو آب نمیدیم 
جلو چشمش به باباش ناسزا میگفتن 
این توهین ها یه طرف یه دونه دیگه‌شو بگم از این توهین بالاتر پیراهنش رو از بدنش در آوردن آخ عریان و برهنه 
حسیـــــــــن ....رحم الله‌ من نادی یا حسیـــــــــــن ...یا حسیـــــــــــــن ....*

نظرات

در حال بارگذاری...