نمایش جزئیات
عباس جانم تورفتی... روضه و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب نهم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج میثم مطیعی
عباس جانم تو رفتی ""وَ بقیَ الحسین فردا وحیدا غریبا "حسین تنها شد...یه بلاهایی سرش آوردن... " رُوِيَ أنَّهُ جاءَ إلَيهِ شِمرُ بنُ ذِي الجَوشَنِ وسِنانُ بنُ أنَسٍ "اومدن بالاسرش، آخرين لحظه ها "والحسین علیه السلام بِآخِرِ رمقٍ "آخرین رمق ها در جان مبارکش بود...."يَلوكُ بِلِسانِهِ مِنَ العَطَشِ..."از عطش زبان رو دور دهان مبارک می چرخوند.شمر اومده بالای سرش...اول حرفی نزد."فَرَفَسَهُ شِمرٌ بِرِجلِهِ " چنان بهش لگد زد...عباس کجایی؟
صدا زد:"يَابنَ أبي تُرابٍ "ای پسر علی!
ألَستَ تَزعُمُ أنَّ أباكَ عَلى حَوضِ النَّبِيِّ يَسقي مَن أحَبَّهُ و گفت: اى پسر ابو تُراب! آيا تو ادّعا نمىكنى كه پدرت بر حوض پيامبر، ايستاده است و هر كسی رو که دوست دارد، سيراب مىكند؟صبر کن ما به تو آب نمیدیم..." فَاصبِر حَتّى تَأخُذَ الماءَ مِن يَدِهِ..."پس صبر کن از بابات آب بگیر...
حسین بن علی افتاده داره نگاه می کنه.
" احتَزَّ رَأسَهُ مِن قَفاهُ "برو سرش رو از پشت جدا کن.گفت:نمی کنم" وَاللّهِ لا أفعَلُ ذلِكَ! فَيَكونَ جَدُّهُ مُحَمَّدٌ خَصمي"
جدّش محمّدمصطفی، طرفِ دعواي من میشه." فَغَضِبَ شِمرٌ مِنهُ..." عصبانی شد از سنان بن انس" وجَلَسَ عَلى صَدرِ الحُسَينِ عليه السلام..."خودش روی سینه حسین نشست..." وقَبَضَ عَلى لِحيَتِهِ..."این محاسن رو مشت کرد توی دست"وهَمَّ بِقَتلِهِ..."دیگه آماده شد...آقای ما چه می کرد؟گفتم:اولین باره...خیلی چیزا رو نگفتم و نباید می گفتیم..." فَضَحِكَ الحُسَينُ عليه السلام..."یه لبخند ملیحی به شمر زد...
فرمود:" أتَقتُلُني..."من رو می کشی؟" أوَ لا تَعلَمُ مَن أنَا؟ "تو نمیدونی من کی ام؟ "أعرِفُكَ حَقَّ المَعرِفَةِ "خوب میشناسمت...
" امُّكُ فاطِمَةُ الزَّهراءُ "مادرت فاطمه زهراست "و أبوكَ عَلِيٌّ المُرتَضى، وجَدُّكَ مُحَمَّدٌ المُصطَفى "اینا رو میدونم.
اینم می دونم "وخَصمُكَ اللّهُ العَلِيُّ الأَعلى "پشتیبان تو خدای بلند مرتبه هست.
خدا در مقابل دشمنانت می ایسته.
همه اینا رو می دونم... " أقتُلُكَ ولا ابالي "گفت: تو رو میکشم. اصلنم برام مهم نیست.روی سینه نشسته.این محاسن خون آلود رو توی دست گرفته.حالا آقا رو کشت؟ نه..." وضَرَبَهُ بِسَيفِهِ اثنَتَي عَشرَةَ ضَربَةً "اول دوازده تا ضربه زد..." ثُمَّ حَزَّ رَأسَهُ..."بعد سرش رو برید...یک مرتبه سرش رو بلند کرد مقابل لشکر گرفت...
برچسب ها
- اباعبدالله الحسين
- متن روضه شب 10 محرم
- متن روضه امام حسين
- روضه قتلگاه
- عید عدالت
- متن شعر و روضه به همراه سبک
- شعر روضه
- متن شعر مداحي
- متن روضه
- گريز روضه
- روضه و توسل
- متن روضه برای روز عاشورا
- مدح زیبا _ میلاد حضرت امام محمد باقر علیه السلام _حاج محمد رضا طاهری
- تنظیمات
- آمد آمد حجت داور
- مناجات و دعا _کربلایی مهدی رسولی
- روضه جانسوز _ امام هادی علیه السلام _ سید مهدی میرداماد
- روضه جانسوز
- براي امام حسين
- گريز مداحي
- حاج میثم مطیعی
- مطیعی
- مداحی میثم مطیعی
- دوباره ماه محرم دوباره ماه غم
- دکتر مطیعی
- حاج میثم مطیعی
