نمایش جزئیات
گرفتار حسن ... روضه و توسل به کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام اجرا شده به نفسِ حجت الاسلام حمید رضا گودرزی
" السلام علیک یا ابامحمد، یا حسن بن علی یابن رسول الله، یا حجّة الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله"
هم گرفتار حسینم هم گرفتار حسن
هم هوادار حسینم هم هوادار حسن
با شفا بیگانه ام ،این درد مرا خوشتر است
چون که بیمار حسینم چون که بیمار حسن
ای خدا را صد هزاران شکر که لبریز از
عشق سرشار حسینم عشق سرشار حسن
نیستم میثم ولی لب تر کند جان میدهم
در پی دار حسینم در پیِ دارِ حسن
هر زمان که غصه دارم میروم سر می نهم
*قربون اون آقایی که اینقده غریبه، میان خانه ش هم یه دلسوز نداره، آخ حسن دردای ظاهری و باطنی داریم، آقاجان نکنه بچه هامون از محبت شما دور بشن، ما دوست نداریم بچه هامون دشمن اهل بیت باشن، آقا نگران تربیت بچههامونیم، جای دیگه ای هم نداریم، امید دیگه ای هم غیر در خانه ی شما نداریم*
او واسطه ی رحمت حق بود و کرم داشت
ابر کرمش بر سر هر بام عَلَم داشت
*قربون خون دلهایی که تو خوردی آقا، اما نمیدونم نانجیب زهری که به امام مجتبی داد چه زهری بود!؟ مقاتل نوشتن، یه وقتی فرموده باشن برام تشتی فراهم کنید،بیبی دو عالم زینبه، ام المصائبه، تشتی آوردن، یه وقت ببینه پاره های جیگر امام مجتبی.. تا امام حسین این جریان و دید، بالین برادر نشسته شروع کرد گریه کردن امام مجتبی به هوش اومد دید برادرش داره گریه میکنه: حسین جان چرا گریه میکنی؟
آخه برادری مثل تو رو از دست میدم
امامی مثل تو رو از دست میدم این جمله معروفه از زبان امام مجتبی، فرمود: "لا یوم کیومک یا اباعبدالله" حسین جان هیچ روزی مث روز تو نیست، الان من در حال جون دادنم، سرم تو دامن تو حسینه، کنار بسترم زن و بچه م نشستن، کسی تهدیدشون نمیکنه، قربان تو حسینی که هنوز جان در بدن داشتی، یه وقت دستور دادن خیمههاش رو غارت کنید،خیمههاش رو بسوزانید.....جنازه ی امام مجتبی رو غریبانه برداشتن، به سمت قبر پیغمبر یوقت نانجیب دستور داد، جنازه امام مجتبی رو هم تیرباران کردن، ابی عبدالله تیرها رو از بدن برادر بیرون میاورد، عرضه داشتن: داداش ، حسین بعد تو دیگه عطر استعمال نمیکنه، لباس نو به تن نمیکنه، اما یه جمله ای رو ابیعبدالله گذاشتن کنار علقمه، این جمله ای که اینجا گفتن کنارِ بدن امام مجتبی نگفتن چه فرمودن؟ تا رسید به بدنِ پاره پاره ی عباس، یه وقتی ببینن آقای ما دست به کمر گرفت،بفرماید" الان انکسر ظهری و قلت حیلتی"*
ای مشک تو آبروداری کن
من دست ندارم تو مرا یاری کن
من وعده ی آبِ تو به اصغر دادم
یک قطره برای او نگهداری کن
ای مشک نگه کن تو به بالای سرم
زهراست نشسته آبروداری کن
«رحم الله من نادی یا حسین »
برچسب ها
- امام دوم
- توسل
- جانسوز
- متن روضه
- متن اشعار
- امام حسن مجتبی
- متن روضه برای شهادت امام حسن مجتبی
- روضه و توسل
- متن شعر شهادت امام حسن مجتبی
- من را تنها نذاری
- الگوی وفا زینب، ناموس خدا زینب
- باب الحرم
- آموزش مداحی
- کریم اهل بیت
- اشعار مذهبی
- دانلود مداحی شهادت امام حسن مجتبی
- طبقه بندی
- سروش الهی
- حجت الاسلام حمیدرضا گودرزی
