نمایش جزئیات

هجران بهانه ایست ... روضه ویژهٔ اربعین حسینی اجرا شده به نفسِ حجت الاسلام سید علی تقوی

هجران بهانه ایست  ... روضه ویژهٔ اربعین حسینی اجرا شده به نفسِ حجت الاسلام سید علی تقوی

 "السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین "
 
هجران بهانه ایست برای وصال ها
بهتر شدست از برکات تو حال ها
 
از یاد رفته است جراحات بالها 
با عمه راحت است تمام خیالها 
 
عمه نگو فاطمه ی کربلا بگو 
عمه نگو حسین بگو مرتضی بگو 
 
بابا سلام عمه رسیده بلند شو 
به احترام قد خمیده بلند شو 
با گردن بریده بریده بلند شو 
 
*تا رسیدن کربلا مثل برگهای پاییزی از روی ناقه ها خودشون و انداختن رو زمین کربلا 
همین جا بود بابامون با صورت رو زمین افتاد. همینجا بود عمه به دنبال بابا هی رو زمین میافتاد و بلند میشد. همینجا بود رقیه تو بیابونا می دوید همینجا بود بچه ها تازیانه خوردن..داداش اگه نامحرما اینجا نبودن نشونت میدادم ببینی یک جای سالم به بدن زینب نموند.از همه امانتی هات نگهداری کردم مراقبت کردم از هر کدوم از بچه هات بپرسی سرم بلنده اما از اون نازدانه سه ساله نپرس انقدر تو خرابه ها گریه کرد دیگه طاقت نیاورد. اما حسین جان فکر نکنی این تازیانه ها کمر زینب و خم کرده فکر نکنی این کتک خوردنا زینب و شکسته کرده *
 
عمه اگر شکسته شده قد کمان شده 
چون میهمان مجلس نامحرمان شده 
 
با آه خویش کرب و بلا را مهار کرد 
خیلی برای پرچم اسلام کار کرد 
 
ما را خودش به ناقه ی عریان سوار کرد 
باید به عمه هر دو جهان افتخار کرد
 
عمه چه عمه ای 
همه مدیون عمه ایم 
ما زنده ایم اگر همه ممنون عمه ایم
 
بابا سخت است فقط بال زدن پر نداشتن 
خواهر شدن به دی به شرط برادر نداشتن
 
حیدر شدن به قیمت لشگر نداشتن 
کوچه به کوچه رفتن و معجر نداشتن 
 
کوفه برای او تب و تابی درست کرد 
با آستین پاره حجابی درست کرد 
 
ای وای از اسیر شدن کو به کو شدن 
از خجلت و غریب شدن سرخ رو شدن 
 
با مردم محله چنین روبه رو شدن 
این است آخر عاقبت بی عمو شدن 
 
*یک دل سیر بالا سر قبر بابا که گریه کردن 
همه بچه ها انگاری یک عقده ای تو گلوشون باشه قبر عمو عباسمون کجاست خیلی حرفا باهاش داشتیم نشد بزنیم همه بچه ها جمع شدن کنار قبر عمو *
 
عموجان غنچه ها نشکفته پژمرد
به روی دست عمه دختری مرد 
 
مرا یک حرف باشد با تو آن هم 
اگر بودی کسی سیلی نمیخورد 
 
دیدن که زجر کنار سایه ات قدم میزد 
رقیه رو کنار نیزه ات میزد 
 
"صلی الله و علیک یا مظلوم یا ابا عبدالله یا لیتنا کنا معکم و افوز فوزا عظیما وصل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم"

نظرات

در حال بارگذاری...