نمایش جزئیات
گلی گمکرده ام ... روضه ویژهٔ اربعین حسینی اجرا شده ۱۴۰۵به نفسِ حاج حسن شالبافان
*ماه حزن و گریه بر اهل بیته همه دیدیم چطور پیکر آقای ما رو. رو دست بردن حرم امام حسین اما یه صحنه ای که شاید اولین بار بود واصلا سابقه نداره توحرم امام حسین کیا دیدن اون موقعی که تابوت رسید چقدر گل ریختن رو پیکر آقایِ شهید ما همه دیدین چه جور پسر بزرگ آقا رو احترام کردن چه جور اومدن بردن کنار ضریح گفتن ولیّ دَم، پسرِ بزرگِ شهیدِ.
میخوام بگم آقا بالاخره رفتی کربلا باعزت واحترام.. اما من بمیرم همین کربلا یه ساعتی رسید عمه جانتون زینب وارد گودی قتلگاه هی نیزه شکسته ها رو کنار زد
آخ...*
گلی گم کرده ام میجویم او را
به هرگل میرسم می بویم او را
*کیا زائر اربعینن؟ این خانمِ سه ساله نرسید همه تون دیدین زهرا کوچولو که پدرش میگفت تو این چهارده ماه از آقا جدا نبود آخر کار هم تو حرم امام رضا این بچه رو سینه ی بابا بزرگش دفن کردن چرا؟؟؟؟
گفتن: دیگه این دختر از تاریکی وتنهایی نترسه..اما دلا بسوزه برای سه سالهٔ ارباب ما گفت: بابا...بابا...بابا....*
بدنم پرشده از جای لگد،
شترش راه نمی رفت
منو میزد منو میزد
*همین قدر بگم این خانم سه ساله مثل باباش بدون غسل و کفن بدون تشییع .
عمه جانش گوشه ی خرابه،یه قبر کوچیک آماده کرد.خانم سه ساله" هرجوری بود عمه جانت بدن شما رو دفن کرد اما
لایوم لایومک یا اباعبدالله..*
توشیب گودال سرازیرشد
حسیــــــن...پیر شد
*یه وقت دید ده نفر اسباشون رو نعل تازه زدن....حسیــــــــن...مظلوم حسیـــــــن
عطشان حسیــــــــن....*
برچسب ها
نظرات
در حال بارگذاری...
