نمایش جزئیات
ای جان جهان .. روضه ویژهٔ اربعین حسینی اجرا شده به نفسِ حاج علی قرائیان
" يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا ۖ إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ"
ای جان جهان، جهانِ جان ادرکنی
قیّوم زمین و آسمان ادرکنی
احیاگر صد دمِ مسیحا الغوث
یا مهدیِّ صاحبالزمان ادرکنی
"اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللهِ وَعَلَی الْاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ ، عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْن وَ عَلی عَلَیِ بْن الْحُسَین وَ عَلی اَوْلادِ الْحْسَیْن وَ عَلی اَصحابِ الْحُسین"
از ازل در غمت عزادارم
روسیاهم ولی تو را دارم
تو فراوان شبیه من داری
من ولی مثل تو کجا دارم
در هر خانه را نخواهم زد
من به ارباب خود وفادارم
پیش مردم مرا خراب نکن
به همه گفتهام تو را دارم
هرچه دارد کریم مال گداست
هرچه دارم من از شما دارم
برسد پای من به کرب و بلا
با اباالفضل کارها دارم
ممنون از اینکه فاطمه ما را خریده است
ممنون از اینکه نوکر این خانه ما شدیم
دولت سرای ماست عزاخانه ی شما
با گریه بر شماست عزیز خدا شدیم
مارا خدا به عشق تو میبخشد عاقبت
ما عاقبت بخیر تو در روضه ها شدیم
دیدم به جاده ها پای پیاده ها
از پا فتاده ها گریان زِ هر دو عین
لبیک یا حسین
ای پاره پاره تن
اربابِ بی کفن
بنویس و نام من
در کربلا حسین
«لبیک یا حسین »
چهل روز است گریانم ،حسین جان
چو موی تو پریشانم ،حسین جان
چهل روز است میخوانم حسین جان
*روضه خونِ امشب خانم حضرت زینبه*
همین جا شیرخواره گریه میکرد
ربابِ بی ستاره گریه میکرد.
گهی بر مشک پاره گریه میکرد
گهی بر گاهواره گریه میکرد
*مادرش،میگفت :
خدایا از چه طفلم دیر کرده
مرا بیچاره کرده، پیر کرده
*ان شاءالله هیچکس تو زندگیش دربه در نشه اگه دربه در میشه در بین الحرمین دربه در بشین امروز،یه خانم در بین الحرمین در به در شد اونم رباب مادر علی اصغر بود هرکس یه قبری رو بغل گرفت
هی میگفت: یا زین العابدین، اصغر من کجا خوابیده ؟گفت :مادر رو سینه ی بابا گذاشتمش بنظرم شاید اومد پشت اون خیمه ای که ابی عبدالله یه قبر کوچولو برا اصغر کند این مادر اومد کنار قبر علی اصغر..شاید اینجور فرمود:علی....*
اشکِ ابرِ تو مگه یادم میره
نبشِ قبرِ تو مگه یادم میره
کفن و دفن تو اگه یادم بره
قتلِ صبرِ تو مگه یادم میره
حرمله وصلهٔ جونمو گرفت
عصای قدِّ کمونم و گرفت
مگه من چندتا دیگه پسر دارم
حرمله یکی یدونه مو گرفت
*فرمود :*
اینجا بهارِ بی خزانِ من خزان شد
برگ برگ لاله هایم خون روان شد
اینجا همه دار و ندارم را گرفتن
عشق و گل و باغ و بهارم را گرفتن
اینجا زِ آلُ الله منعِ آب کردن
با تیر ، طفل شیر را سیراب کردن
جان به قربان آن شهیدی که
نتوانست دست و پا بزند
نشد آخر که مادرش هم
لااقل یک بار او صدا بزند
*دلیل داره ...*
به دوعلت نشد یکی اینکه
طفل شش ماهه را زبانی نیست
دومین علتش همین بوده
در گلوی بریده جانی نیست
همه ی آرزوی مادرها
شب دامادی پسر این است
پسرش را بغل کند مادر
بس که این اتفاق شیرین است
حیــــــف، سهم رباب از اصغر
نیمی اش پشت خیمه ها افتاد
نیمی از سهم دیگرش صدبار
از روی نیزه بارها افتاد
ای گلِ پرپرِ ما ،حسین
آخرین یاورِ ما ،حسین
یاعلی اصغر ما حسین
یا رضیع الحسین ادرکنی
آقازاده
با همین دست ها چه ها کردی
حاجت عالمی را روا کردی
گره های بزرگ وا کردی
یا رضیع الحسین ادرکنی
تو که باب الحوائج همه ای
نور چشمِ حسینِ فاطمه ای
در کرم مثلِ شاهِ علقمه ای
یا رضیع الحسین ادرکنی
آقا زاده
گر نگاهی به ما کنی چه شود ؟
این ره بسته وا کنی
راهی کرب و بلا کنی چه شود؟
یا رضیع الحسین ادرکنی
برچسب ها
نظرات
در حال بارگذاری...
